دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١١ - ١/ ١ زمين از پيشوايان هدايت عليهم السلام خالى نمىماند
گفته شد: اى ابو جعفر! هشدار دهنده امّت، محمّد صلى الله عليه و آله است.
فرمود: «درست گفتى. آيا در حالى كه او زنده بود، هشدار دهندهاى در گوشه و كنار جهان بود؟». سؤال كننده گفت: نه.
امام باقر عليه السلام فرمود: «آيا نماينده او، هشدار دهنده [از جانب] او نيست، همان گونه كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در برانگيخته شدنش از سوى خداوند عز و جل، هشدار دهنده است؟».
او گفت: آرى.
فرمود: «پس محمّد صلى الله عليه و آله نيز همين گونه است. او از دنيا نرفت، مگر اين كه نماينده هشدار دهندهاى داشت». [آن گاه] فرمود: «اگر بگويم كه چنين نبود، نتيجهاش اين است كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله همه آنانى را كه در پشت مردان امّت اويند، تباه كرده است».
سؤال كننده گفت: آيا قرآن برايشان كافى نيست؟
فرمود: «چرا؛ اگر تفسير كنندهاى براى آن باشد».
او گفت: آيا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را تفسير نكرد؟ فرمود: «چرا. آن را براى يك نفر تفسير كرد، و جايگاه آن يك نفر را هم براى امّت توضيح داد، و آن شخص، على بن ابى طالب عليه السلام است».
سؤال كننده گفت: اى ابو جعفر! آيا اين، امرى [پوشيده و] ويژه است و عموم مردم نمىتوانند آن را تحمّل كنند؟
فرمود: «سنّت خداوند، اين است كه جز به طور سرّى عبادت نشود، تا زمانى كه وقتش برسد و دينش را در آن آشكار نمايد، همان گونه كه پيامبر خدا با خديجه [داراى عقيده] پنهان بودند، تا اين كه به آشكار كردن، فرمان آمد».
سؤال كننده گفت: آيا لازم است صاحب اين دين هم پنهانكارى كند؟
فرمود: «آيا على بن ابى طالب، روزى كه با پيامبر خدا اسلام آورد، ايمانش را پنهان نكرد تا اين كه رسالت پيامبر خدا، علنى شد؟». گفت: آرى.
فرمود: «وضعيت ما نيز همين گونه است تا زمان آنچه مقدّر شده، برسد».[١]
[١]. الكافى: ج ١ ص ٢٤٩ ح ٦، بحار الأنوار: ج ٢٥ ص ٧١ ح ٦٢.