الصلاة في الكتاب و السنة - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٢ - فصل بيست و چهارم كليات آنچه براى نمازگزار شايسته نيست
٣٦٨. الإمام الصادق عليه السلام: إذا قُمتَ فِي الصَّلاةِ فَاعلَم أنَّكَ بَينَ يَدَيِ اللّهِ، فَإِن كُنتَ لا تَراهُ فَاعلَم أنَّهُ يَراكَ، فَأَقبِل قِبَلَ صَلاتِكَ، و لا تَمتَخِط[٥٤٥] و لا تَبزُق[٥٤٦]، و لا تَنقُض أصابِعَكَ و لا تَوَرَّك[٥٤٧] فَإِنَّ قَومًا قَد عُذِّبوا بِنَقضِ الأَصابِعِ و التَّوَرُّكِ فِي الصَّلاةِ[٥٤٨].
٣٦٩. فِقهُ الرِّضا عليه السلام: إذا أرَدتَ أن تَقومَ إلَى الصَّلاةِ، فَلا تَقومُ إلَيها مُتَكاسِلًا و لا مُتَناعِسًا و لا مُستَعجِلًا و لا مُتَلاهيًا، و لكِن تَأتيها عَلَى السُّكونِ و الوَقارِ و التُّؤَدَةِ، و عَلَيكَ الخُشوعُ و الخُضوعُ، مُتَواضِعًا للّهِ جَلَّ و عَزَّ مُتَخاشِعًا، عَلَيكَ خَشيَةٌ و سيماءُ الخَوفِ، راجيًا خائِفًا بِالطُّمَأنينَةِ عَلَى الوَجَلِ و الحَذَرِ، فَقِف بَينَ يَدَيهِ كَالعَبدِ الآبِقِ المُذنِبِ بَينَ يَدَي مَولاهُ، فَصُفَّ قَدَمَيكَ و انصِب نَفسَكَ و لا تَلتَفِت يَمينًا و شِمالًا، و تَحسِبُ كَأَنَّكَ تَراهُ فَإِن لَم تَكُن تَراهُ فَإِنَّهُ يَراكَ، و لا تَعبَث بِلِحيَتِكَ و لا بِشَيءٍ مِن جَوارِحِكَ، و لا تُفَرقِع أصابِعَكَ و لا تَحُكَّ بَدَنَكَ، و لا تَولَع بِأَنفِكَ و لا بِثَوبِكَ، و لا تُصَلِّ و أنت مُتَلَثِّمٌ.
و لا يَجوزُ لِلنِّساءِ الصَّلاةُ و هُنَّ مُتَنَقِّباتٌ، و يَكونُ بَصَرُكَ في مَوضِعِ سُجودِكَ ما دُمتَ قائِمًا، و أظهِر عَلَيكَ الجَزَعَ و الهَلَعَ و الخَوفَ، و ارغَب مَعَ ذلِكَ إلَى اللّهِ عز و جل، و لا تَتَّكِئ مَرَّةً عَلى إحدى رِجلَيكَ و مَرَّةً عَلَى الاخرى، و صَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ تَرى أنَّكَ لا تُصَلّي أبَدًا، و اعلَم أنَّكَ بَينَ يَدَيِ الجَبّارِ. و لا تَعبَث بِشَيءٍ مِنَ الأَشياءِ، و لا تُحَدِّث بِنَفسِكَ[٥٤٩]، و أفرِغ قَلبَكَ،
و ليَكُن شُغلُكَ في صَلاتِكَ، و أرسِل يَدَيكَ ألصِقها بِفَخِذَيكَ.
فَإِذَا افتَتَحتَ الصَّلاةَ فَكَبِّر، و ارْفَع يَدَيكَ بِحِذاءِ اذُنَيكَ، و لا تُجاوِز بِإِبهامَيكَ حِذاءَ اذُنَيكَ، و لا تَرفَع يَدَيكَ فِي المَكتوبَةِ حَتّى تُجاوِزَ بِهِما رَأسَكَ، و لا بَأسَ بِذلِكَ فِي النّافِلَةِ و الوَترِ.
فَإِذا رَكَعتَ فَأَلقِم رُكبَتَيكَ راحَتَيكَ، و تَفَرَّج بَينَ أصابِعِكَ، و اقبَض عَلَيهِما.
و إذا رَفَعت رَأسَكَ مِنَ الرُّكوعِ فَانصِب قائِمًا حَتّى تَرجَعَ مَفاصِلُكَ كُلُّها إلَى المَكانِ.
ثُمَّ اسجُد و ضَع جَبينَكَ عَلَى الأَرضِ، و أرغِم عَلى راحَتَيكَ، و اضمُم أصابِعَكَ، و ضَعهُما مُستَقبِلَ القِبلَةِ.
و إذا جَلَستَ فَلا تَجلِس عَلى يَمينِكَ، لكِنِ انصِبَ يَمينَكَ و اقعُد عَلى إليَتَيكَ، و لا تَضَع يَدَك بَعضَها عَلى بَعضٍ، لكِن أرسِلهُما إرسالًا، فَإِنَّ ذلِكَ تَكفيرُ أهلِ الكِتابِ.
و لا تَتَمَطّى في صَلاتِكَ، و لا تَتَجَشَّأُ، و امنَعهُما بِجُهدِكَ و طاقَتِك، فَإِذا عَطَستَ فَقُل: الحَمدُ للّهِ، و لا تَطَأُ مَوضِعَ سُجودِكَ، و لا تَتَقَدَّمُهُ مَرَّةً و لا تَتَأَخَّرُ اخرى. و لا تُصَلِّ و بِكَ شَيءٌ مِنَ الأخبَثَينِ، و إن كُنتَ فِي الصَّلاةِ فَوَجَدتَ غَمزًا فَانصَرِف، إلّا أن يَكونَ شَيئًا تَصبِرُ عَلَيهِ مِن غَيرِ إضرارٍ بِالصَّلاةِ.
و أقبِل عَلَى اللّهِ بِجَميعِ القَلبِ و بِوَجهِكَ حَتّى يُقبِلَ اللّهُ عَلَيكَ.
و أسبِغِ الوُضوءَ، و عَفِّر جَبينَكَ فِي التُّرابِ، و إذا أقبَلتَ عَلى صَلاتِكَ أقبَلَ اللّهُ عَلَيكَ بِوَجهِهِ، فَإِذا أعرَضتَ أعرَضَ اللّهُ عَنكَ[٥٥٠].
٣٦٨. امام صادق عليه السلام: هنگامى كه به نماز ايستادى بدان كه در پيشگاه خداوندى و اگر او را نمىبينى، بدان كه او تو را مىبيند. پس به نمازت توجه كن و آب بينى و دهان مينداز و انگشتانت را نشكن و هنگام ايستادن دستانت را بر پشتت قرار مده[٥٥١]، كه گروهى به جهت انگشت شكستن و دست بر پشت نهادن، كيفر شدند.
٣٦٩. در فقه الرضا آمده است: هرگاه خواستى به نماز برخيزى، سست و خوابآلود و شتابان و بازى كنان بر نمىخيزى، بلكه آن را با آرامش و وقار و درنگ به جا مىآورى و فروتن و افتاده باش، فروتن و افتاده براى خداى عز و جل با هالهاى از بيم و هراس، اميدوار و بيمناك، همراه با آرامش و ترس و احتياط. پس در پيشگاه او همچون بنده گناهكار فرارى در پيش اربابش بايست. پاهايت را در يك رديف قرار ده و خود را راست نگه دار و به راست و چپ روى مگردان گويا كه او را مىبينى كه اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند. با ريشت و هيچيك از اندامت بازى مكن و انگشتانت را مشكن و بدنت را مخاران و به بينى و يا
لباست مشغول مشو و در حالى كه بر دهانت چيزى بستهاى، نماز مخوان.
و براى زنان جايز نيست كه با نقاب نماز بخوانند. هنگام ايستادن، ديدهات به سجدهگاهت باشد و اظهار بىتابى و بىقرارى و ترس كن و با اين حالت به سوى خداى عز و جل، اشتياق نشان بده و سنگينيت را گاه بر اين پا و گاه بر ديگرى مينداز و همچون كسى كه آخرين نمازش را مىخواند، نماز بگزار، گويا مىبينى كه ديگر هرگز نماز نمىخوانى. بدان كه در پيشگاه (خداى) جبّارى، با هيچ چيز بازى مكن و به خود فرو مرو و دلت را خالى ساز و به نمازت مشغول باش و دستانت را رها كن و بر رانهايت بنه. به هنگام آغاز نماز، تكبير بگو و دستانت را تا روبروى گوشهايت بالا ببر و انگشتان شست را از برابر گوشهايت مگذران و در نماز واجب دستانت را آن اندازه بالا مياور تا از سرت بگذرد، گرچه در نماز مستحب و وتر اشكالى ندارد.
هنگامى كه ركوع كردى برآمدگى زانوانت را با كف دستانت در بر گير و انگشتانت را از هم باز كن و پس از سر بر داشتن از ركوع، راست بايست تا همه مفصلها به جاى خود برگردند. سپس سجده كن و پيشانيت را بر زمين بنه و كف دستانت را بر خاك بگذار و انگشتانت را به هم بچسبان و آنها را رو به قبله قرار بده، هنگام نشستن بر سمت راست بدنت منشين، بلكه آن را بلند كن و بر سرينت بنشين و در نمازت، خميازه مكش، آروغ مزن و با تمام سعى و توان، از آن دو مانع شو. و هنگامى كه عطسه كردى بگو: سپاس مخصوص خداوند است و بر سجدهگاهت پا مگذار و پس و پيش مرو و در حالى كه يكى از دو پليديها (بول و غائط) در تو هست، نماز مخوان و اگر در نماز فشارى احساس كردى، نماز را رها كن، مگر اينكه بتوانى بر آن صبر كنى
بدون اينكه به نمازت زيانى برساند. و با همه دلت به خداوند روى آور تا خداوند به تو روى آورد.
و وضو را كامل بگير و پيشانى را بر خاك بمال، هنگامى كه به نمازت روى آورى، خداوند به تو روى مىآورد و هنگامى كه روى گردانى، خدا نيز از تو روى مىگرداند.
[٥٤٥] مَخَطَ الُمخَاط: رماهُ من أنفِه، و هو: السائل من الأنف كاللعاب من الفمّ( تاج العروس: ١٠/ ٤٠٨).
[٥٤٦] البَزْقُ و البَصْقُ لغتان في البُزاق و البُصاق( لسان العرب: ١٠/ ١٩).
[٥٤٧] التورّك في الصلاة ضربان: سُنّة، و هو أن يجلس على وركه الأيسر و يُخرِج رجليه جميعا من تحته، و يجعل رجله اليسرى على الأرض و ظاهر قدمه اليمنى إلى باطن قدمه اليسرى و يفضي بمقعدته إلى الأرض ... و مكروه، و هو أن يضع يديه على وركيه في الصلاة و هو قائم، و قد نهى عنه بقوله( الحديث ...). و الورك بالفتح و الكسر، ككتف: ما فوق الفخذ( مجمع البحرين: ٤/ ٤٩١).
[٥٤٨] التهذيب: ٢/ ٣٢٥/ ١٣٣٢ عن أبي بصير.
[٥٤٩] كذا، و الظاهر أنّ الصواب« نفسك»( كما في هامش المصدر).
[٥٥٠] فقه الرضا عليه السلام: ١٠١.
[٥٥١] در متن حديث« لا تورّك» آمده است. تورك دوگونه است، يكى مستحب و ديگرى مكروه است: گونه مستحب چنين است كه بر سرين چپ مىنشيند و هر دو پايش را از زير خود، خارج مىسازد، پاى چپ را بر زمين و روى پاى راست را بر كف پاى چپ مىنهد و نشمينگاهش را به زمين مىرساند و تورك مكروه آن است كه در حالت ايستادن در نماز، دستانش را بر سرين خود بگذارد كه از آن در حديث نهى شده است. ورك به بالاى ران گفته مىشود:« سرين».