علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٥ - نظام امام شناسی شیخ مفید و باز خورد آن در حدیث پژوهی او
معروف ربعی، حمّاد بن عیسی است[١] که در برخی از اسانید این حدیث تکرار شده است،[٢] که با توجه به شهرت کتاب ربعی، ظاهراً این منبع مراد نیست. همچنین محتمل است که برخی دیگر از نقلها از طریق ابو جمیله مفضل بن صالح از کتابهای جابر بن یزید جعفی نقل شده است و با توجه به ایستار منفی مفید در بارۀ جابر[٣] بعید نیست که مراد مفید احادیث بر گرفته از این منبع باشد.[٤]
دیگر دستاورد مبانی کلامی شیخ مفید در زمینه ارزیابی حدیث، به دست دادن مبانی جرح راویان و به صورت خاصّ ارائه مؤلفهها و شاخصههای غلو است. از دیدگاه شیخ، غلات ائمه را به چنان فضلی در دین و دنیا توصیف میکنند که مرزها گذشته و اعتدال را زیر پای مینهند؛[٥] چنان که مفید در بحث از نظام امام شناسی، مرز اعتدال را در گستره علم امام، ضرورت و پایستگی علم به احکام میداند و ماورای این دانش را برای امام ضروری نمیانگارد. بر همین مبناست که باور به بایستگی علم امام به تمامی صنعتها و زبانها[٦] را باوری غالیانه میپندارد. همچنین، بر آن است که اعتقاد به علم غیب ائمه از شاخصههای غالیان است؛ چه دانستن علم غیب، وصف کسی است که بنفسه به اشیاء آگاه است، نه با علم مستفاد و این تنها به خداوند ویژه است.[٧]
افزون بر موارد پیش گفته، در زمینه نقد متنی حدیث، باور مفید به عصمت پیامبر و امام از سهو ظهور و بروز ویژهای دارد، به ویژه آن که بزرگ دانشی مردان مکتب قم، یعنی حسن بن
[١]. رجال النجاشی، ص١٦٧، ش٤٤١؛ الفهرست، ص١٩٥، ش٢٩٤. در شهرت آن همین بس که نجاشی تصریح میکند که گروهی از اصحاب آن را روایت کردهاند و طوسی هم چندین طریق برای آن میآورد.
[٢]. برای نمونه ر.ک: بصائر الدرجات، ص٣٧٥ و٣٧٧ ح ٤ و ١١، باب فی الأئمة: انهم المتوسمون فی الأرض و هم الذین ذکر الله فی کتابه یعرفون الناس بسیماهم؛ الکافی، ج١، ص٥٤١، ح٥٨٠، بَابُ أَنَّ الْمُتَوَسِّمِینَ_ الَّذِینَ ذَکَرَهُمُ اللَّهُ تَعَالی فِی کِتَابِهِ_ هُمُ الْأَئِمَّةُ: وَ السَّبِیلُ فِیهِمْ مُقِیم. حاکم حسکانی هم که در قم حضور داشته از طریقی مشابه این حدیث را نقل میکند (ر.ک: شواهد التنزیل، ج١، ص٤٤٢).
[٣]. رجال النجاشی، ص١٢٨-١٢٩، ش٣٢٢. نجاشی او را مختلط فی نفسه میخواند و گزارش میکند که شیخ مفید اشعاری در اختلاط او سروده است.
[٤]. صدوق و طوسی نیز طرقی به این حدیث دارند، ولی منبع آنان چندان قابل تشخیص نیست.
[٥]. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص١٣١.
[٦]. اوائل المقالات، ص٦٧.
[٧]. همان. در احادیث هم علم غیب ذاتی از ائمه نفی شده است (ر.ک: الامالی، ص٢٣، المجلس الثالث، ح٥). «... عَنِ ابْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یَحْیی بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ٧، فَقَالَ لَهُ یَحْیی: جُعِلْتُ فِدَاکَ! إِنَّهُمْ یَزْعُمُونَ أَنَّکَ تَعْلَمُ الْغَیْبَ، فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ، ضَعْ یَدَکَ عَلی رَأْسِی، فَوَ اللَّهِ مَا بَقِیَتْ شَعْرَةٌ فِیهِ وَ لَا فِی جَسَدِی إِلَّا قَامَتْ، ثُمَّ قَالَ: لَا وَ اللَّهِ مَا هِیَ إِلَّا وِرَاثَةٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ».