علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٨ - پژوهشی در روایات «ألفِ باب»
سیاسی توجه کرده و به آن احترام میگذاشتند، و حتی در صورت عدم پذیرش رهبری سیاسی و دینی ایشان، خود را بینیاز از رهنمود ایشان نمیدانستند.[١] همچنین، آیات قرآنی جایگاهی انحصاری برای صاحبان علم خاص در نظام معرفتی و هدایت قایل است.[٢] این، نقطه آغازین توجه و سؤال از علم اهل بیت پیامبر به عنوان بندگان برگزیده به شمار میرود.[٣] این که این علم از کجا آمده، چگونه به ایشان منتقل شده و میزان آن چه قدر است، سؤالاتی است که همواره مطرح بوده است.
روایات مشهور به الف باب از روایات پر تعدادی است که بیانگر یکی از منابع و مجاری علوم ائمه؟عهم؟ است. این گسترش به اندازهای است که طبق گزارش ابن شهر آشوب، ابن بابویه در الخصال، از بیست و چهار طریق و صفار قمی در بصائرالدرجات از شصت و شش طریق این خبر را روایت نمودهاند.[٤] به علاوه، بازتاب این موضوع را در کتب اهل سنت نیز میتوان پیگیری نمود.[٥] بر خلاف سایر مجاری علوم اهل بیت؟عهم؟ که طرح و تبیین آن بیشتر در زمان امام باقر و به صورت گستردهتر در زمان امام صادق٨ رخ نمایانده است،[٦] روایات
[١]. از نمونههای باورمندی این سرآمدی جماعتی از معتزلیان با امام صادق٧ است. از جمله گفتههای عمرو بن عبید این جملات است: «ما پس از جست و جو مردی که برخوردار از دین و عقل و جوانمردی و شایسته خلافت را یافتیم، او محمد بن عبدالله بن محمد بن حسن است. قصد داریم گرد او جمع شده و با او بیعت کنیم و آن گاه عقایدمان را آشکار سازیم و مردم را به یاری او دعوت کنیم. پس هر که با او بیعت کند، با او هستیم و او از ماست، و هر که از ما دوری گزیند، دست از او برمیداریم. هر که بر ما شمشیر کشد، با او جنگ میکنیم تا او را به حق و اهل آن هدایت کنیم. خواستیم شما را از این قصد آگاه کنیم؛ چرا که ما از مانند تو بینیاز نیستیم، چرا که تو فضل بسیار و شیعیان انبوهی داری!» (ر.ک: الکافی، ج٩، باب دخول عمرو بن عبید و المعتزلة علی ابی عبدالله٧، ص٣٩٩ - ٤٠٠؛ تهذیب الأحکام، ج٦، ص١٤٨؛ الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج٢، ص١١٨).
[٢]. سوره آل عمران، آیه٧؛ سوره رعد، آیه ٤٣.
[٣]. عمرو بن ابراهیم میگوید که به امام صادق٧ گفتم: مرا از علمی که میدانید خبر دهید که آیا شفاهی است که برخی از شما از بعض دیگر میدانید یا چیز مکتوبی از جانب رسول خدا٦ به شما رسیده است؟ پس فرمود: مسأله بس عظیمتر از این است. آیا گفته خدا در قرآنش را نشنیدی «وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ» (سوره شوری، آیه٥٢). گفتم: آری. فرمود: پس آنگاه که خدا روح را به پیامبر عطا فرمود و آن همین گونه است و آن هنگامی که به بندهای که به واسطه آن علم و فهم را میآموزد، خودش را بر مردم عرضه میکند (بصائر الدرجات، باب ما یسأل العالم عن العلم الذی یحدث به من صحف عندهم ازداده، ص٤٥٩، ح٣).
[٤]. المناقب، ج٢، ص٣٦.
[٥]. ر.ک: المستدرک علی الصحیحین، ج٣، ص١٢٧؛ مجمع الزوائد، ج٩، ص١١٤؛ المعجم الکبیر، ج١١، ص٥٥؛ الاستیعاب، ج٣، ص١١٠٢؛ عمدة القاری، ج١٦، ص٢١٥؛ الریاض النضرة، ج٣، ص١٥٩. و ر.ک: نهج الحق، ص٢٤٠.
[٦]. فحوای عبارات برخی از روایات بر شهرت الف باب در پیکره فرهنگی و اعتقادی شیعه و حتی فراتر از شیعه در عصر حضور دلالت دارد؛ به عنوان نمونه عبارات زیر را ملاحظه نمایید: ما یرویه الناس (بصائر الدرجات، ص٣٠٥)، ان الشیعة یتحدثون (بصائر الدرجات، ص٣٠٣؛ الخصال، ج٢، ص٦٤٧)، ذلک ما یقول الناس (بصائر الدرجات، ص٣٠٩).