علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٧ - بررسی و ارزيابی وجوه جمع بين روايات «اهل الذكر»

اختصاص داده است.

شیخ طوسی (م٤٦٠ق) در التبیان، از قول ابن عباس و مجاهد، اهل الذکر را «اهل کتاب» و از قول ابن زید «اهل قرآن»، از قول رمّانی، ازهری و زجاج «اهل العلم به اخبار گذشتگان» معنا می‌کند. ایشان تنها به نقل حدیثی از امام باقر _ علیه السلام _ که می‌فرماید: «نحن اهل الذکر»، اکتفا کرده است؛ بدون آن که دیدگاهی را برگزیند یا وجه جمعی بین حدیث امام باقر _ علیه السلام _ با سایر اقوال ارائه کند.[١] طبرسی (م٥٤٨ق) در مجمع البیان نیز بر همین منوال مشی کرده و تنها از قرابت بین قول ابن زید _ که اهل الذکر را اهل القرآن می‌داند _ با حدیث امام باقر _ علیه السلام _ خبر می‌دهد؛ چون اهل بیت _ علیهم السلام _ اهل القرآن هستند.[٢] ایشان در کتاب جوامع الجامع در تفسیر این تعبیر در سوره انبیا تنها به نقل اقوال و روایات اکتفا کرده، اما در سوره نحل آنان را «اهل کتاب» معنا می‌کند.[٣]

مرحوم ابوالفتوح رازی (از مفسران قرن ششم) نیز در این باره تنها به نقل اقوال بسنده کرده است.[٤] جمعی دیگر نیز همین منوال را پیموده‌اند؛ مانند ملا فتح الله کاشانی (م٩٩٤ق)[٥] و ابن ابی جامع عاملی (م١١٣٥ق)[٦] و بانو امین اصفهانی[٧]...؛ هر چند روایات متواتر در مصادر شیعه _ که برخی با سندهای صحیح نیز نقل شده است _ اهل الذکر را به «اهل بیت» معنا کرده‌اند. مرحوم صفّار (م٢٩٠ق) [که عناوین کتاب وی از دیدگاهش حکایت می‌کند] بابی را تحت عنوان «فی ائمه آل محمد_ علیهم السلام _ انّهم اهل الذکر الّذین أمر الله بسؤالهم ...» مطرح ساخته و در آن ٢٨ روایت نقل کرده است.[٨] مرحوم کلینی، نیز بابی را تحت عنوان «إنّ اهل الذکر الّذین أمر الله الخلق بسؤالهم هم الائمه _ علیهم السلام _ » گشوده و با ذکر نه روایت در ذیل آن از دیدگاه خود خبر داده است.[٩] همچنین، علامه مجلسی در بحار الانوار ذیل باب «إنّهم علیهم السلام الذکر و اهل الذکر و انهم المسئولون ... » بدان پرداخته است. ایشان پس از ارائه نظر خود، بر اساس روایات، اهل


[١]. سوره نحل، آیه ٤٣؛ سوره انبیاء، آیه ٧.

[٢]. مفاتیح الغیب (التفسیرالكبیر)، ج٢٠، ص٣٦ - ٣٧.

[٣]. الجامع لأحكام القرآن، ج١١، ص٢٧٢.

[٤]. التبیان فی تفسیرالقرآن، ج٦، ص٣٨٤.

[٥]. مجمع البیان، ج٦، ص٥٥٧.

[٦]. جوامع الجامع، ج٣، ص٤؛ همان، ج٢، ص٢٨٩ - ٢٩٠.

[٧]. روض الجنان و روح الجنان، ج٣، ص٢٧٧ و ٥٣٦.

[٨]. زبده التفاسیر، ج٤، ص٣٠٢.

[٩]. الوجیز فی تفسیر القرآن، ج٢، ص٣٩ و ١٧٢.