علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٥ - جستاری در باره اصطلاح حدیث قویعلیّه
در این سند، علی بن حسن بن علی بن فضال فطحی ثقه،[١] محمد بن عبدالله بن زراره امامی ممدوح[٢] و بقیۀ رجال سند امامی عادلاند.[٣]
امامی غیر ممدوح و غیر مذموم و غیر امامی موثق
این مورد اگر چه در تعریفهای مطرح در کتابهای علم الحدیث نیامده است، اما در لسان فقها کاربرد دارد؛ به عنوان نمونه خبر زیر از این قسم است:[٤]
الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ حَمَّادِ بْنِ مَيْمُونٍ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ _ علیه السلام _ فِي رَجُلٍ مَاتَ وَ تَرَكَ... [٥]
حسن بن محمد بن سماعه واقفی ثقه،[٦] اسحاق بن عمار بنا بر قول شیخ طوسی فطحی ثقه[٧] و بنا بر باور نجاشی امامی ثقه[٨] است. علی بن حسن بن حماد بن میمون مدح و ذمی در بارهاش نیامده است.[٩]
قوی معادل موثق
این معنا در متون فقهی به وفور استعمال شده و بیشترین کاربرد را به خود اختصاص داده است؛ به گونهای که میتوان گفت روایت موثّق در لسان فقها با عنوان قوی نامبردار است؛[١٠] حتّی در مواردی ملاحظه میگردد که در کنار اصطلاح «صحیح» و «حسن»، به جای «موثّق»، از «قوی» استفاده نمودهاند.[١١] البتّه چون این کاربرد سبب خلط مفاهیم میگردد، درست به نظر نمیرسد.
گفتنی است واژۀ قوی را برای حدیث موثّق، نخستین بار علامه حلّی خودش به کار
[١]. برای اطلاع از نمونههایی دیگر ر.ک: مدارک الأحکام، ج٨، ص٢٣١ - ٢٣٢؛ ذخیرة المعاد، ج١، ق ١، ص٦، ١٤، ١٦؛ ج١، ق ٢، ص٣٦٢، ٣٧٦؛ ج١، ق ٣، ص٤٢٩، ٦٩٨؛ خاتمة مستدرک الوسائل، ج٤، ص٢٥٤؛ ج٥، ص١٧٧، ١٨٤، ٣٨١- ٣٨٢، ٤٤٤؛ ریاض المسائل، ج٤، ص٣٥ - ٣٦؛ الحدائق الناضرة، ج١٣، ص٢٢- ٢٣؛ ج١٥، ص٤٤، ٤٥؛ حاشیة من لا یحضره الفقیه، ج١، ص٢٢٧، ٣٧١؛ ج٢، ص٣٤٨، ٤٢٢، ٤٥٥؛ بحارالانوار، ج٨٤، ص١٧٩ - ١٨٠، ١٨٧؛ جامع المدارک، ج٢، ص٣٩٦.
[٢]. الرعایة، ص٧٧.
[٣]. تهذیب الأحکام، ج١، ص١٧٤.
[٤]. اختیار معرفة الرجال، ج١، ص٣٧٥.
[٥]. الحدائق الناضرة، ج٣، ص٣١٣ - ٣١٤.
[٦]. تهذیب الأحکام، ج٥، ص٣٨٠.
[٧]. ریاض المسائل، ج٦، ص٣٣٦؛ نمونه هایی دیگر از این معنا را ر.ک: مختلف الشیعة، ج٤، ص٢٢٠- ٢٢١؛ مناهج الأحکام، ص٥٤٢؛ دلیل الناسک، ص٤٦٦- ٤٦٧.
[٨]. تهذیب الأحکام، ج١، ص١٧١.
[٩]. الرجال، طوسی، ص٣٤٢.
[١٠]. اختیار معرفة الرجال، ج١، ص٣٧٥.
[١١]. همان، ص٣٥٢.