علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٦ - تضارب آرای رجالی امام خمینی و آیةالله خویی در باره محمد بن اسماعیل

انتخاب کنند و به آنان اعتماد نمایند و به مقدار زیاد از ایشان حدیث نقل نمایند. پدرم [شهید دوم] چنین سخنی در باره مشایخ صدوق اظهار می‌کرد. نباید پنداشته شود که عدم ذکر آنان در کتاب‌های رجالی، حاوی محل اعتماد نبودن ایشان است. عدم بررسی می‌تواند معلول عواملی از جمله نداشتن تألیف باشد. اکثر کتاب‌های رجالی قدما تنها بسنده به مصنّفان کرده‌اند و طریق خویش را به روایات مذکور در کتب آنها برشمرده‌اند.[١]

ب) توثیق علامه حلی، شهید اول، صاحب معالم، میرداماد، حرعاملی، وحید بهبهانی و...

بسیاری از علما و فقها احادیثی را که محمد بن اسماعیل در طریق آن قرار گرفته، توصیف به صحت کرده‌اند، که ما به پاره‌ای اشاره می‌کنیم:

علامه حلی (م٧٢٦ق): وی احادیثی را که در سند آن محمد بن اسماعیل نیشابوری قرار گرفته، صحیح دانسته و بر طبق آن عمل کرده است؛ به عنوان نمونه می‌نویسد:

قد روی ابن يعقوب في كتابه في الصحيح، عن محمد بن إسمـاعيل، عن الفضل بن شاذان، عن حماد بن عيسی وابن أبي عمير، عن معاوية بن عمار، عن أبي عبد الله
_ علیه السلام _ : المستحاضة تنظر أيامها ...، وهذه رواية صحيحة وعليها أعمل.[٢]

شهید اول (م٧٨٦ق): وی در مسأله یازده از مبحث «قراءة الصلوة» حدیثی را که محمد بن اسماعیل در طریق آن قرار گرفته با تعبیر: «و روینا فی الصحیح»، استوار و صحیح دانسته و بر طبق آن فتوا داده است.[٣]

شهید دوم (م٩٦٥ق): وی ادعای اجماع کرده که همه اصحاب و بزرگان شیعه،حکم به صحت اخبار وی می‌کنند[٤].

صاحب معالم (م١٠١١ق) می‌نویسد:

فراوانی نقل کلینی از وی بیان‌گر والامقامی و نیک بودن محمد بن اسماعیل است، به علاوه گزیده و دست‌چین بودن اخبارش، مؤیّد کمال وی است. افزون این که بسیاری و از جمله علامه حلی اخبار وی را به صحت توصیف کرده‌اند. دست کم، اخبارش «حَسَنه» به شمار می‌آیند.[٥]


[١]. قاموس الرجال، ج١٢، ص٣٦٥، فائده ٢١.

[٢]. مستدركات علم رجال الحدیث، ج٦، ص٤٥٧، ش ١٢٦٨٢.

[٣]. معجم الثقات و ترتیب الطبقات، ص١٠٢، ش٦٨٧.

[٤]. اختیار معرفة الرجال، ش١٧،١٨، ٣٥٦،١٠١٦،١٠٢٤؛ الرواشح السماویة، ص١١٩- ١٢٤.

[٥]. الكافی، ج٣، ص١٠٧، ح ٤؛ تهذیب الأحکام، ج١، ص٣٩٧، ح ١٢٣٧.