علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٢ - جستاری در باره اصطلاح حدیث قویعلیّه

ممدوح به مدحی باشند که تالی مرتبۀ حسن باشد (یعنی به مرتبۀ حسن نرسد) یا بعضی از آنها با چنین اوصافی مدح شده، و بقیه موثّق باشند. یا آن که با علم عادّی ادّعا گردد که آن روایت از معصوم _ علیه السلام _ صادر شده است.[١]

١٦. القوی کالموثق: روایتی است که در بارۀ بعضی از افراد سند مدح و ذمّی نرسیده، امّا راوی این افراد، از اصحاب اجماع باشد، و بقیۀ افراد سند ثقه و برخی از این ثقات غیر امامی باشند. یا برخی از این غیر امامی‌ها ممدوح به مدحی باشند که به مرتبۀ وثاقت نرسد و بقیۀ راویان ثقه باشند.[٢]

به نظر می‌رسد سه اصطلاح اخیر برای ارج نهادن و تقویت روایت اصحاب اجماع عنوان شده و استعمالش در جایی است که سند خصوصیّت اصلی خبر قوی را که عبارت است از روایت راوی‌ای که امامی است، امّا مدح و ذمی در باره‌اش نرسیده، یا امامی ممدوح با غیر امامی موثّق است، دارا است؛ امّا به دلیل آن که یکی از اصحاب اجماع از آن فرد نقل کرده، از مرتبۀ قوی بالاتر رفته و از اعتبار بیشتری برخوردار شده و در واقع، حکم حدیث صحیح، حسن یا موثّق را یافته است.

بررسی کاربردهای واژه «قوی» در ادبیات عالمان امامیه

در این بخش، مصادیق اصطلاح «قوی» را بیشتر در نگاشته‌های فقهی و حدیثی عالمان امامیه در طول تاریخ بررسی می‌کنیم و برای برخی از تعاریف مذکور نمونه هایی را عرضه می‌داریم:

روایت امامی غیر ممدوح و غیر مذموم

امامی غیر ممدوح و غیر مذموم، در واقع، همان راوی مجهول یا مهمل است. نمونه‌ای از سندی که بر این اساس قوی ارزیابی گردیده[٣] عبارت است از:

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْخِصَالِ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْیی، عَنْ مُحَمَّدِ
بْنِ عِيسی، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ، قَالَ: سَمِـعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ


[١]. «ما تركّب سنده من إمامی موثّق، و غیر إمامی ممدوح» (لب اللباب، ص‌٤٦٠؛ توضیح المقال، ص‌٢٤٧؛ مقباس الهدایة، ج‌١، ص‌١٧٤).

[٢]. «ما تركّب سنده من إمامی ممدوح و غیر إمامی موثّق» (لب اللباب، همان؛ مقباس الهدایة، همان).

[٣]. «ما تركّب منهما لكن مع مدح الجمیع بما دون الوثاقة» (لب اللباب، همان؛ توضیح المقال، ص‌٢٤٧).