علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٩ - جستاری در باره اصطلاح حدیث قویعلیّه

آنها نقل کند، بر دو قسم است: یک قسم روایتی است که هر دو در اصول بدان استناد می‌کنند و قسم دیگر حدیثی است که به عنوان متابع و شاهد آورده می‌شود. پس اگر به روایت فردی که ثقه نیست، بخاری و مسلم یا یکی از ایشان احتجاج نماید، او در حکم ثقه بوده و حدیثش قوی است؛ اما این گونه نیست که این مرتبه به درجه حدیث حسن _ که از پایین‌ترین درجات صحیح است _ تنزّل یابد.[١] بنا بر این تعریف، می‌توان گفت روایات صحیح، در میان اهل سنت، روایاتی است که از هر جهت بدون خلل بوده و مورد استناد در اصول است، امّا روایاتی که به گونه‌ای در آنها خدشه وارد می‌شود، اگر چه به عنوان متابع و شاهد مورد استناد قرار می‌گیرد، معتبر است، امّا به درجه صحیح نمی‌رسد و از آن با عنوان قوی یاد می‌گردد. اگر چنین چیزی واقعیّت داشته باشد، می‌توان حدس زد که تأسیس و کاربرد اصطلاح قوی به توسّط امثال شیخ بهایی نوعی الگوپذیری از محدثان اهل سنت باشد.

اصطلاح «مرسل قوی»، دیگر موردی است که حدیث شناسان اهل سنت به کار برده‌اند. این عنوان در مواردی با عبارات «مرسل قوی»،[٢] «هذا اسناد قوی، لکنه مرسل»،[٣] «اسناده قوی مع کونه مرسل»،[٤] «اسناده قوی مع ارساله»[٥] به کار رفته است. مراد از این اصطلاح ظاهراً روایات مرسلی است که مرسِل آن جز از شخص ثقه روایت نمی‌کند؛[٦] مانند: مراسیل سعید بن منصور.[٧]

بنا بر این می‌توان گفت اصطلاح قوی در میان اهل سنّت به جز مواردی که در معنای لغوی به مفهوم معتبر و در مقابل ضعیف به کار رفته، حاکی از مراتبی از صحّت است و چنین حدیثی مورد عمل قرار می‌گیرد و نمونه‌های فراوانی از آن در منابع ملاحظه می‌گردد.


[١]. فتح الباری، ج٩، ص٤٢٩، ٥١٤.

[٢]. سنن الترمذی، ج٢، ص٢٤٦؛ ج٣، ص١٦٩- ١٧٠؛ ج٤، ص٧٩- ٨٠؛ نیل الاوطار، ج٧، ص٢٦؛ عون المعبود، ج١٠، ص٢١٨؛ ج١٣، ص١٧٨.

[٣]. سنن الترمذی، ج١، ص٢١٧؛ نیل الاوطار، ج٢، ص١٤٢؛ عون المعبود، ج٣، ص٢٠٨- ٢٠٩؛ تحفة الأحوذی، ج٥، ص٤٣١؛ ج٧، ص١٩٥.

[٤]. السنن الكبری، ج٩، ص٢٥٢؛ ج٦، ص١٢٢؛ ج١، ص٢٢، ٣٨، ١٣٧، ١٨٥؛ ج٢، ص١٩٢؛ ج٤، ص١٢٤، ١٥٠، ١٦١، ٣٣٤؛ ج٥، ص٦١، ١٠٥؛ عمده القاری، ج٣، ص١٩٥؛ ج٤، ص١٨٩؛ ج٩، ص١٠٩؛ تحفة الأحوذی، ج٥، ص٣٠٧؛ ج١٠، ص١٥٦؛ عون المعبود، ج١٠، ص١٩٤، ٣٣٩ - ٣٤٠؛ نووی، المجموع شرح المهذب، ج٦، ص١١٤؛ ج٧، ص٦٣، ٤٨٥.

[٥]. عون المعبود، ج٨، ص٧٦ - ٧٧.

[٦]. تحفة الأحوذی، ج١٠، ص٢٨٤؛ نیل الاوطار، ج٦، ص٣٠٥؛ نووی، المجموع شرح المهذب، ج١٦، ص٢٩٦؛ فیض القدیر، ج٥، ص٣٠١؛ ج٦، ص٣١١؛ عون المعبود، ج١٣، ص٧- ٨.

[٧]. نیل الاوطار، ج٦، ص١٧٩؛ السنن الكبری، ج٦، ص٢١٥.