علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٨ - گونهشناسی شناختهای اثرگذار در اخلاق

دوری از تفاخر و شگفت زدگی از دنیا می‌گردد. این بدان جهت است که هر خوشی که ناپایدار و فناپذیر باشد، نمی‌تواند مایه فخر و شگفتی گردد. عزت و فخر این دنیا بقایی ندارد و نابود شدنی است و در نتیجه رقابت بر عزت و فخری که نابود شدنی است معنایی نخواهد داشت. امام علی _ علیه السلام _ می‌فرماید:

فَلَا تَتَنَافَسُوا فِی عِزِّ الدُّنْیا وَ فَخْرِهَا وَ لَا تَعْجَبُوا بِزِینَتِهَا وَ نَعِیمِهَا ... فَإِنَّ عِزَّ الدُّنْیا وَ فَخْرَهَا إِلی انْقِطَاعٍ وَ إِنَّ زِینَتَهَا وَ نَعِیمَهَا إِلی زَوَالٍ ... .[١]

ب) زودگذر بودن دنیا

ویژگی دیگر دنیا زود گذر بودن آن است. به همین جهت در روایات اسلامی از آن، به عنوان سرای کوچیدن[٢] سرای رفتن[٣] گذرگاه[٤] و زود گذر[٥] یاد شده است. این شناخت چند اثر اخلاقی دارد: یکی زهد است. مجموعۀ عمر این جهان هر چه باشد، در برابر زندگی بی‌پایان در سرای دیگر لحظه زود گذری بیش نیست و کسی که این ویژگی دنیا را بشناسد، دل بسته آن نمی‌شود؛ چرا که چیزی شایستۀ دلبستگی و رغبت است که پایدار باشد. امیرمومنان _ علیه السلام _ در این باره می‌فرماید:

ینْبَغِی لِمَنْ عَلِمَ سُرْعَةَ زَوَالِ الدُّنْیا أَنْ یزْهَدَ فِیهَا.[٦]

اثر دیگر، صبر است. نیز توجه به این که زندگی دنیا، زندگی در لحظه حال است، نه در گذشته است و نه در آینده سبب می‌شود تا انسان فقط رنج و نگرانی لحظه ای را که در آن قرار دارد تحمل کند و در برابر مشکلات صبر داشته باشد. امام صادق _ علیه السلام _ در این باره می‌فرماید:

اصْبِرُوا عَلی طَاعَةِ اللَّهِ وَ تَصَبَّرُوا عَنْ مَعْصِیةِ اللَّهِ، فَإِنَّمَا الدُّنْیا سَاعَةٌ، فَمَا مَضی فَلَیسَ تَجِدُ لَهُ سُرُوراً وَ لَا حُزْناً، وَ مَا لَمْ یأْتِ فَلَیسَ تَعْرِفُهُ، فَاصْبِرْ عَلی تِلْک السَّاعَةِ الَّتِی أَنْتَ فِیهَا فَکأَنَّک قَدِ اغْتَبَطْت.[٧]


[١]. نهج البلاغه، حکمت ٢٠٣. نیز می‌فرمایند: «اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللهِ فِی الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِم‌» (همان،
حکمت ٣٢٤).

[٢]. ر. ک: دانشنامه عقاید اسلامی، ج٦، ص١٤٢.

[٣]. تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ص٣٩٩.

[٤]. سوره زمر، آیه٥٣.

[٥]. نهج البلاغة، خطبة ٤٥؛ ر. ک: دنیا و آخرت در قرآن و حدیث، ج١، ص٤٢ «دار فناء».

[٦]. امام علی _ علیه السلام _ : «وَ الدُّنْیا دَارٌ مُنِی لَهَا الْفَنَاءُ وَ لِأَهْلِهَا مِنْهَا الْجَلَاءُ وَ هِی حُلْوَةٌ [خَضِرَةٌ خَضْرَاءُ وَ قَدْ عَجِلَتْ لِلطَّالِبِ وَ الْتَبَسَتْ بِقَلْبِ النَّاظِرِ فَارْتَحِلُوا مِنْهَا بِأَحْسَنِ مَا بِحَضْرَتِکمْ مِنَ الزَّادِ وَ لَا تَسْأَلُوا فیهَا فَوْقَ الْکفَافِ وَ لَا تَطْلُبُوا مِنْهَا أَکثَرَ مِنَ الْبَلَاغِ‌» (نهج البلاغه، خطبه ٤٥).

[٧]. بحار الأنوار، ج‌٧٤، ص١٨٩.