علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤ - معقولیت ایمان

است. در منابع روایی شیعی از مناظره مفصل و چند روزه‌ای میان ابن ابی العوجاء،[١] _ که به زندقه نامور بود _ و امام صادق _ علیه السلام _ سخن رفته است. طبق گزارش این منابع، پس از سه روز بحث بی‌فرجام در موسم حج، و تکرار این ماجرا در سال بعد، امام صادق
_ علیه السلام _ ادامه جدال را بی‌حاصل دانست، از بحث با ابن ابی العوجاء باز ایستاد و استدلالی کرد که حاصل آن برتری ایمان بر بی‌ایمانی در چنین شرایطی است. منطق استدلال امام آن بود که اگر خدایی بود، مؤمنانه ‌زیستن وی بسیار به سودش خواهد بود و اگر خدایی نبود، زیانی نکرده است.

١. نصوص

این سبک استدلال در روایات مختلف به امامان _ علیهم السلام _ نسبت داده شده است، که مهم‌ترین آنها به شرح زیر است.

الف) در کتاب الکافی شرح این ماجرا و تفصیل استدلال‌های طرفین آمده است. در پایان این گفت و گو، امام صادق _ علیه السلام _ گفت:

«لَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ» وَ نَفَضَ رِدَاءَهُ مِنْ يَدِهِ وَ قَالَ:«إِنْ يَكُنِ الْأَمْرُ كَمَا تَقُولُ _ وَ لَيْسَ كَمَا تَقُولُ _ نَجَوْنَا وَ نَجَوْتَ وَ إِنْ يَكُنِ الْأَمْرُ كَمَا نَقُولُ _ وَ هُوَ كَمَا نَقُولُ_ نَجَوْنَا وَ هَلَكْتَ»؛[٢]

«در حال حج جدال روا نیست» و ردای خود را از دستش کشید و فرمود: «اگر واقع مطلب آن است که تو گویی _ با این که آن نیست که تو گویی _ ما و تو هر دو نجات یافتیم و اگر واقع مطلب این است که ما معتقدیم و _ همین طور هم هست _ ما نجات یافتیم و تو هلاک شدی».[٣]

ب) همین استدلال را امام صادق _ علیه السلام _ در دفاع از حج‌گزاران به کار می‌برد و خطاب به ابن ابی العوجاء، می‌گوید:

إِنْ يَكُنِ الْأَمْرُ عَلی مَايَقُولُ هَؤُلَاءِ _ وَ هُوَ عَلی مَايَقُولُونَ، يَعْنِي أَهْلَ الطَّوَافِ_
فَقَدْ سَلِمُوا وَ عَطِبْتُمْ، وَ إِنْ يَكُنِ الْأَمْرُ عَلی مَاتَقُولُونَ _ وَ لَيْسَ كَمَا تَقُولُونَ _ فَقَدِ اسْتَوَيْتُمْ وَ هُمْ؛[٤]


[١] دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب

[٢]. برای آشنایی با زندگی و شخصیت او، ر.ک: عباس زریاب خویی، «ابن ابی العوجاء،» در بزم‌آورد: شصت مقاله در باره تاریخ، فرهنگ و فلسفه، ص٧٥-٨٠. مرحوم زریاب به داستان دیدار وی با امام صادق _ علیه السلام _ که در الکافی آمده است، اشاره‌ای نمی‌کند؛ اما داستان به سخره گرفتن حج را از الاحتجاج طبرسی می‌آورد (ص ٧٩).

.[٢] الکافی، ج١، ص١٩٣.

[٣]. ترجمه و شرح اصول کافی، ج١، ص٢٢٧.