علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٤ - بررسی و ارزيابی وجوه جمع بين روايات «اهل الذكر»
سند[١] نقل شده است که میفرمایند: «اهل الذکر ماییم».
این معنا از «اهل الذکر» در بین قرآن پژوهان سنی متروک مانده و تنها به نقل آن اکتفا کردهاند. در این میان، ابن کثیر به روایت امام باقر _ علیه السلام _ که میفرماید: «نحن اهل الذکر»، اشاره میکند و در پی آن مینویسد: مراد ایشان از ضمیر جمع «نحن» این است که همه امت اسلام اهل الذکرند؛ چون این امت از تمام امتهای پیشین داناتر و علمای اهل بیت رسول الله _ صلی الله علیه و آله _ نیز در صورتی که بر سنت درست دینی مشی کنند، از بهترین دانشمندان به شمار میآیند... لیکن مراد آیه در این جا این معنا نیست؛ چون مخالفان قرآن و رسالت به طور طبیعی منکر ایناناند و برای پاسخ به پرسش خود به اینان مراجعه نمیکنند و از آنان نمیپرسند.[٢]
اهل الذكر در سطح تأویل (جری و تطبیق)
اهل تسنن در تطبیق «اهل الذکر» بر مصادیق دیگر _ که از باب جری و تطبیق (با تنقیح مناط حکم) صورت میپذیرد _ بر سه قولاند: جمعی این موضوع را به کلی فرو گذاشتهاند.[٣] برخی دیگر، آیه را به نحو تعیین بر رخدادی خاص که به نظر آنان مربوط به پرسش مشرکان از یهود و نصاراست، میدانند و جری یا تأویل آیه را بر موارد دیگر از باب تنقیح مناط یا ارتکاز حکم عقلا در رجوع جاهل به عالم، منکرند. فخر رازی از این گروه است. وی مینویسد:
این که بیشتر فقها به این آیه (با تنقیح مناط یا ارتکاز عقلا) برای وجوب رجوع عامی به فتوای علما استدلال میکنند، استدلالی بعید است؛ چون این آیه در مورد رخدادی ویژه به نحو تعیین نازل شده و امکان سریان آن نیست.[٤]
بنا بر این، از نظر فخر رازی در این آیات[٥] تنها باید از خصوص سبب پیروی کرد و عمومیت ملاک و حکم را فرو گذاشت. به همین رو، وی در تعارض عمل به قیاس _ که از
[١]. الجامع لأحكام القرآن، ج١١، ص٢٧٢؛ مفاتیح الغیب (التفسیرالكبیر)، ج٢٢، ص١٤٤؛ انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج٢، ص٦٥.
[٢]. جامع البیان عن آی القرآن، ج١٠، ص٥؛ شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج١، ص٥٠٨ و ٤٥٩؛ الكشف و البیان، ج٦، ص٢٧٠؛ مفاتیح الاسرار و مصابیح الانوار، ص١٩٩؛ الجامع لأحكام القرآن، ج١١، ص٢٧٢.
[٣]. جامع البیان عن آی القرآن، ج٨، ص١٠٩؛ شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج١، ص٥٠٩، ٥١١،٤٦٠ و٤٦٦؛ مفاتیح الاسرار و مصابیح الانوار، ص١٩٩؛ تفسیر القرآن العظیم، ج٢، ص٥٧١؛ تفسیر فرات الكوفی، ج١، ص٧١ و١٥١.
[٤]. تفسیر فرات الكوفی، ج١، ص٧٤.
[٥]. تفسیر القرآن العظیم، ج٢، ص٥٧١.