علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩ - معقولیت ایمان

 

لازم نیست وارد این شرط‌بندی شویم، بلکه نباید وارد این معامله شویم.[١]

حال آن که مصب استدلال پاسکال آن است که اصولاً چاره‌ای جز وارد شدن به این شرط‌بندی نیست. وی با اشاره به اعتراض فرضی مخالفان که «کار درست آن است که اصلاً شرط نبندیم»، تأکید می‌کند: «آری، اما شما باید شرط ببندید. دست شما نیست. شما هم اینک گرفتار شده‌اید».[٢]

فرض پاسکال آن است که در شرایطی قرار داریم که هر کار و تصمیمی، حتی پرهیز از تصمیم‌گیری، نوعی شرط‌بندی و در نتیجه انتخاب به شمار می‌رود. حال باید دید کدام انتخاب معقول‌تر است. به زبان ساده‌تر، تصور کنیم کسی در کویر لوت تنها و گرسنه و تشنه راه گم کرده و درمانده است. ماندن در آن وضعیت مساوی است با تلف شدن، در حرکت هم هیچ نشان قطعی بر نجات نیست. همچنین معلوم نیست که کدام راه را باید رفت. تنها این احتمال عقلانی وجود دارد که با دنبال کردن یک مسیر، سرانجام کورسویی از نجات به چشم برسد. حال عقل در این گونه موارد حکم به رفتن می‌کند، نه «برائت»
و ماندن.

کاپلستون با اشاره به برخی از این بدفهمی‌ها تصریح می‌کند که پاسکال نخواسته است از این استدلال برای اثبات وجود خدا استفاده کند، بلکه خواسته است شکاکان را به پذیرش دین مسیحی ترغیب و آنان را به ساحت ایمان هدایت نماید.[٣] از این منظر، مخاطبان اصلی این استدلال کسانی هستند که براهین دینی آنان را قانع نکرده است، در عین حال براهین الحادی را نیز بسنده نمی‌بینند. از نظر کاپلستون، برخی سخنان پاسکال زمینه‌ساز آن است که نتیجه بگیریم دین فاقد بنیاد عقلانی است. با این حال وی تأکید می‌کند که ما غالباً در حال ریسک کردن در زندگی، تجارت، جنگ، و سفرها هستیم و در رفتارهای خود از عقلانیت خاصی تبعیت می‌کنیم که همان را در باب ایمان می‌توان به
کار بست.[٤]

ب) طبقه‌بندی اشکالات و پاسخ‌ها

در آثار مختلفی که در نقد یا دفاع از شرط‌بندی پاسکال نوشته شده است، نقدهای


[١]. همان، ص١١١.

[٢]. همان، ص١٢٧.

[٣]. Pensées and other Writings, p. ١٥٤.

[٤]. A History of Philosophy, Vol. ٤, p. ١٦٩.