علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨ - معقولیت ایمان
استدلال را محک بزنند.[١] در صورتی که از اساس، بحث از اثبات و نفی در کار نیست، بلکه هدف پاسکال دفاع از «معقولیت ایمان» است. بحث در جایی است که دلایل اثبات و انکار به یک میزان از بیان مقصود خود در میمانند. حال در چنین فضایی که به اصطلاح «تکافؤ ادله» حاصل شده است، پاسکال میکوشد به این پرسش پاسخ دهد: آیا ایمان داشتن معقول است یا خیر؟
دومین سوء فهم، آن است که تصور شده است، پاسکال معتقد بود دلیلی بر
وجود خداوند نیست.[٢] از این رو، این استدلال را پیش کشید. درست است که پاسکال ایمانگرا بود، اما هدف این برهان آن نیست که برای وجود خدا دلیلی این گونه «دست
و پا کند». خواندن کامل نوشته پاسکال مانع چنین برداشت ناصوابی میگردد. سوء فهم سوم، آن است که گویی پاسکال التزامی به عقل نظری و کشف حقیقت ندارد و ایمان
را امری بیبنیاد میداند. از این رو، پس از تقریر نادرست مدعای وی، این گونه
توصیه میشود:
اگر کسی برای دین دلسوزی میکند، باید تا میتواند عقل نظری را برای اثبات متعلقات ایمان و حقانیت یک دین خاص تقویت کند.[٣]
همچنین با پیش کشیدن اصل برائت، تصور میشود که پاسکال مدعی «اشتغال ذمه» بوده است تا با تمسک به اصل برائت، مدعی شویم:
به هنگام شک در حقانیت یک دین بین ادیان نه تنها عقل به برائت حکم میکند، بلکه احتیاط در بیطرف ایستادن است. تنها راه درست، تأکید بر عقل نظری و اثبات عقلی متعلقات ایمان است.[٤]
واقع، آن است که پاسکال مدعی اشتغال ذمه نیست که در جواب سخن از برائت به میان برویم. چهارمین سوء فهم، آن است که گویی میتوان گزینه سومی فرض کرد و از ورود به این شرطبندی پرهیز نمود؛ برای مثال، در اعتراض به شرطبندی پاسکال،
گفته میشود:
[١]. Rational choice theory and religion: summary and assessment.
[٢]. برای مثال، ر.ک: «بررسی انتقادی استدلال شرطبندی پاسکال در اثبات وجود خدا».
[٣]. برای نمونه ر.ک: «شرطیه پاسکال؛ آیا نظریه معقولیت یک برهان است؟». در این مقاله که اقوال مختلف کنار هم آمده است، نویسندگان موفق به استنتاج و تحلیل از بحث نشدهاند.
[٤]. «مقایسه شرطیه پاسکال و اصل برائت»، ص١٢٨.