علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٤ - تضارب آرای رجالی امام خمینی و آیةالله خویی در باره محمد بن اسماعیل
استدلال به اموری جستهاند که مهمترین آنها دو امر است:
الف. فراوانی نقل کلینی از وی _ که به حدود ششصد حدیث میرسد _ نمایانگر حسن و بلکه وثاقت وی است. به علاوه، کلینی در آغاز کتاب خویش متعهّد شده که اخبار صحیح را از امامان معصوم _ علیهم السلام _ نقل کند.
ب. نویسنده مدارک الأحکام اظهار کرده که کشّی و کلینی بر وی اعتماد کرده و در بیان احکام به روایات محمد بن اسماعیل استناد کردهاند.
وی سپس در نقد آن دو امر مینویسد:
صرف کثرت روایت از کسی متضمّن توثیق وی نیست و به علاوه در اصطلاح و فرهنگ قدما، ملازمهای بین حکم به صحت اخبار راوی و توثیق وی نیست. و کشّی تنها در باره هجوم طاهر بن عبدالله به خانه فضل بن شاذان و تبعید وی، از محمد بن اسماعیل نقل کرده و این به معنای اعتمادی که موجب توثیق شود، نیست. اما در زمینه نقل کلینی از وی گفته میشود که معلوم نیست کلینی به استناد روایتی که محمد بن اسماعیل منحصر در نقل است، فتوای به الزامات دینی و حلال و حرام الهی داده باشد. بر فرض وجود این گونه فتوایی، دلالت بر توثیق وی نمیکند. چکیده سخن این که با تمسّک به این گونه امور نمیتوان حکم به وثاقت وی کرد.[١]
تفرشی هم _ که از رجالیان متقدم به شمار میآید _ مینویسد:
محمد بن اسماعیل که مرویّ عنه کلینی است، ابن بزیع، برمکی و زعفرانی نیستند که ثقه هستند، بلکه مقصود محمد بن اسماعیل بندقی است که عدالتش اثبات نشده است.
وی ادامه میدهد:
[١]. معجم رجال الحدیث، ج١٦، ص٩٠.