ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٠ - ساير مؤيدات
جان را در راه آن كه آن را آفريده به خطر انداختهايد و نه با قبيله و گروهى به خاطر خدا در افتادهايد. شما آرزو داريد و حق خود مىدانيد كه بهشتش و همنشينى پيامبرانش و ايمنى از عذابش را به شما ارزانى دارد. من اى كسانى كه چنين انتظاراتى از خدا داريد از اين بيمناكم كه نكبت خشمش بر شما فرو افتد، زيرا در سايه عظمت و عزت خدا به منزلتى بلند رسيدهايد ولى خدا شناسانى را كه ناشر خدا شناسى هستند احترام نمىكنيد، حال آن كه شما به خاطر خدا در ميان بندگانش مورد احتراميد. و نيز از آن جهت بر شما بيمناكم كه به چشم خود مىبينيد تعهداتى كه در برابر خدا شده [١] گسسته و زير پا نهاده است اما نگران نمىشويد در حالى كه به خاطر پارهاى از تعهدات پدرانتان نگران و پريشان مىشويد و اينك تعهداتى كه در برابر پيامبر انجام گرفته [٢] مورد بى اعتنائى است. نابينايان، لالها، و زمين گيران ناتوان در همه شهرها بى سرپرست ماندهاند و بر آنها ترحم نمىشود. و نه مطابق شأن و منزلتتان كار مىكنيد و نه به كسى كه چنين كارى بكند و در ارتقاء شأن شما بكوشد اعتنا يا كمك مىكنيد. با چرب زبانى و چاپلوسى و سازش با ستم كاران، خود را در برابر قدرت ستم كاران حاكم، ايمن مىگردانيد. تمام اينها دستورهايى است كه خدا به صورت نهى يا همديگر را نهى كردن و بازداشتن داده و شما از آنها غفلت مىورزيد، مصيبت شما از مصائب همه مردم سهمگين تر است، زيرا منزلت و مقام علمائى را از شما باز گرفتهاند. چون در حقيقت، جريان ادارى كشور و صدور احكام قضائى و تصويب برنامه هاى كشور بايد به دست دانشمندان روحانى كه امين حقوقى الهى و داناى حلال و حرامند سپرده باشد. اما اينك مقامتان را از شما بازگرفته و ربودهاند، و اين كه چنين مقامى را از دست دادهايد هيچ علتى ندارد جز اين كه از دور محور حق (يعنى قانون اسلام و حكم خدا) پراكندهايد و در باره سنت پس از اين كه دلائل روشن بر حقيقت و كيفيت آن وجود دارد اختلاف پيدا كردهايد. شما اگر مردانى بوديد كه بر شكنجه و ناراحتى شكيبا بوديد و در راه خدا حاضر به تحمل ناگوارى مىشديد مقررات براى تصويب پيش شما آورده مىشد و به دست شما صادر مىشد و مرجع كارها بوديد. اما شما به ستم كاران مجال داديد تا اين مقام را از شما بستانند، و گذاشتيد حكومتى كه قانونا مقيد به شرع است به دست ايشان بيفتد تا بر اساس پوسيده
[١] يعنى، قراردادهاى اجتماعى كه نظامات و مناسبات جامعه اسلامى را مىسازد.
[٢] يعنى، مناسبات اسلامى كه از طريق بيعت با پيامبر اكرم (ص) تعهد شده، هم چنين، تعهد اطاعت و پيروى از جانشينانش، على و اولادش، كه در غدير خم در برابر پيامبر انجام گرفته.