ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١١ - ساير مؤيدات
حدس و گمان به حكومت پردازند؛ و طريقه خودكامگى و اقناع شهوت را پيشه سازند. مايه تسلط آنان بر حكومت، فرار شما از كشته شدن بود و دلبستگىتان به زندگى گريزان دنيا. شما با اين روحيه و رويه، توده ناتوان را به چنگال اين ستمگران گرفتار آورديد تا يكى بردهوار سر كوفته باشد و ديگرى بيچارهوار سرگرم تامين آب و نانش، و حكام خودسرانه در منجلاب سلطنت غوطه خورند و با هوسبازى خويش ننگ و رسوايى به بار آورند، پيرو بدخويان گردند و در برابر خدا گستاخى ورزند. در هر شهر سخنورى از ايشان بر منبر آمده و گماشته است. خاك وطن زير پايشان پراكنده و دستشان در آن گشاده است. مردم بنده ايشانند و قدرت دفاع از خود را ندارند. يك حاكم، ديكتاتور و كينه ورز و بدخواه است و حاكم ديگر بىچارگان را مىكوبد و به آنها قلدرى و سخت گيرى مىكند، و آن ديگر فرمانروائى مسلط است كه نه خدا را مىشناسد و نه روز جزا را! شگفتا! و چرا نه شگفتى! كه جامعه در تصرف مرد دغلباز ستم كارى است كه مامور مالياتش ستم ورز است و استاندارش نسبت به اهالى بندار، نامهربان و بىرحم است. خدا است كه در مورد آن چه در بارهاش به كشمكش برخاسته ايم حكومت و داورى خواهد كرد و در باره آن چه بين ما رخ داده با راى خويش حكم قاطع خواهد كرد.
خدايا! بى شك تو مىدانى آن چه از ما سرزده [١] (يعنى مبارزه اى كه اخيرا بر ضد دستگاه حاكمه اموى پيش گرفته ايم) رقابت در به دست آوردن قدرت سياسى نبوده و نه جستجوى ثروت و نعمتهاى زائد، بلكه براى اين بوده كه اصول و ارزشهاى درخشان دينت را بنماييم و ارائه دهيم و در كشورت اصلاحات پديد آوريم و بندگان ستم زدهات را ايمن و برخوردار از حقوق مسلمشان گردانيم، و نيز تا به وظائفى كه مقرر داشته اى و به سنن و قوانين و احكامت عمل شود.
بنا بر اين، شما (گروه علماى دين) ما را در انجام اين مقصود يارى مىكنيد و داد ما را از قدرتهائى كه بر شما ستم روا داشتند و كسانى كه در خاموش كردن مشعل پيامبرتان كوشيدند مىستانيد خداى يگانه ما را كفايت است و بر او تكيه مىكنيم و به سوى او رو مىآوريم و سرنوشت به دست او و بازگشت به او است.
مىفرمايد:. اعتبروا أيّها الناس بِما وعظ اللَّهُ به أولياءه من سوء ثنائه على الاحبار. خطاب به دسته مخصوص، حاضرين مجلس، اهل شهر و بلد، اهل مملكت و يا مردم دنياى آن روز
[١] يعنى، مبارزهاى كه بر ضد دستگاه حاكمه اموى پيش گرفتهايم.