ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٥ - مقاومت در مبارزهاى طولانى
كه تمام جهات مادى خود را به معرض خطر در آورد و فدا كرد اگر چنين تفكرى داشت و كارها را براى شخص خود و استفاده شخصى مىكرد از اول سازش مىنمود و قضيه تمام مىشد. هيئت حاكمه اموى از خدا مىخواستند كه امام حسين (ع) دست بيعت بدهد و با حكومت آنها موافقت نمايد. از اين بهتر براى آنها چه بود كه پسر پيغمبر (ص) و امام وقت به آنها. امير المؤمنين. بگويد و حكومتشان را به رسميت بشناسد. ولى آن حضرت در فكر آينده اسلام و مسلمين بود. به خاطر اين كه اسلام در آينده و در نتيجه جهاد مقدس و فداكارى او در ميان انسانها نشر پيدا كند و نظام سياسى و نظام اجتماعى آن در جامعه ها برقرار شود مخالفت نمود، مبارزه كرد، و فداكارى كرد.
در روايتى كه قبلا آوردم دقت كنيد. مىبينيد حضرت امام صادق (ع) در شرايطى كه تحت فشار حكام ستم كار قرار دارد و در حال تقيه به سر مىبرد و قدرت اجرائى ندارد و بسيارى اوقات تحت مراقبت و محاصره به سر مىبرد براى مسلمانان تكليف معين مىكند و حاكم و قاضى نصب مىفرمايد. آيا اين كار آن حضرت چه معنى دارد؟ و اصولا بر اين نصب و عزل چه فايده اى مترتب است؟ مردان بزرگ كه داراى سطح فكر وسيعى مىباشند هيچ گاه مايوس نگرديده و به وضع فعلى خود كه در زندان و اسارت به سر مىبرند و معلوم نيست آزاد مىشوند يا نه نمىانديشند و براى پيشبرد هدف خويش در هر شرايط كه باشند طرح نقشه مىكنند تا بعدا اگر توانستند شخصا آن طرح را به مرحله اجراء در آورند و اگر خودشان فرصت نيافتند ديگران هر چند بعد از ٢٠٠ يا ٣٠٠ سال دنبال اين طرح بروند و اجراء نمايند اساس بسيارى از نهضت هاى بزرگ به همين صورتها بوده است. رئيس جمهور سابق اندونزى. سوكارنو. [١] در زندان داراى اين افكار بوده و نقشه ها كشيده و طرح ها داده كه بعدا به اجرا درآمده است.
امام صادق (ع) علاوه از دادن طرح، نصب هم فرمودهاند. اين نصب امام (ع) اگر براى
[١] احمد سوكارنو (١٩٠١- ١٩٧٠ م) فرزند يك آموزگار بود. در نوزده سالگى وارد يك كالج فنى هلندى شد و در رشته مهندسى فارغ التحصيل گشت. بر اثر مجاهدات ضد استعمارى خود مدتها در زندان و تبعيد به سر برد. در سال ١٩٤٥ م. تاسيس حكومت جمهورى اندونزى را اعلام كرد و در ١٩٤٩ م. رسما به رياست جمهورى كشور خود انتخاب شد. وى يكى از چهرههاى برجسته سياست جهانى و از بنيانگذاران جنبش عدم تعهد بود. او در سال ١٩٦٧ م. پس از كودتاى نظاميان طرفدار غرب مجبور به استعفا شد. از آثار او كتاب پرچم انقلاب را مىتوان نام برد.