ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣ - مقدمه
بگيرند. آنها هم تقصير دارند؛ مگر خارجيها تنها مقصرند؟ البته بيگانگان براى مطامع سياسى و اقتصادى كه دارند، از چند صد سال پيش، اساس را تهيه كردهاند و به واسطه اهمالى كه در حوزههاى روحانيت شده موفق گشتهاند. كسانى در بين ما، روحانيون، بودهاند كه ندانسته به مقاصد آنها كمك كردهاند تا وضع چنين شده است.
گاهى وسوسه مىكنند كه احكام اسلام ناقص است، مثلا آيين دادرسى و قوانين قضايى آن چنان كه بايد باشد نيست. به دنبال اين وسوسه و تبليغ، عمال انگليس به دستور ارباب خود اساس مشروطه را به بازى مىگيرند؛ و مردم را نيز (طبق شواهد و اسنادى كه در دست است) فريب مىدهند و از ماهيت جنايت سياسى خود غافل مىسازند. وقتى كه مىخواستند در اوايل مشروطه قانون بنويسند و قانون اساسى را تدوين كنند، مجموعه حقوقى بلژيكيها را از سفارت بلژيك قرض كردند، و چند نفرى (كه من اينجا نمىخواهم اسم ببرم) قانون اساسى را از روى آن نوشتند و نقايص آن را از مجموعههاى حقوقى فرانسه و انگليس به اصطلاح «ترميم» نمودند! [١] و براى گول زدن ملت، بعضى از احكام اسلام را ضميمه كردند! اساس قوانين را از آنها اقتباس كردند و به خورد ملت ما دادند. اين مواد قانون اساسى و متمم آن كه مربوط به سلطنت و ولايتعهدى و امثال آن است، كجا از اسلام است؟ اينها همه ضد اسلامى است؛ ناقض طرز حكومت و احكام اسلام است. سلطنت و ولايتعهدى همان است كه اسلام بر آن خط بطلان كشيده، و بساط آن را در صدر اسلام در ايران و رُم شرقى و مصر و يمن بر انداخته است. رسول اكرم (ص) در مكاتيب مباركش كه به امپراتور روم شرقى (هراكليوس) [٢] و شاهنشاه ايران [٣] نوشته، آنها را
[١] طرح نخستين قانون اساسى مشروطه، توسط هيئتى از نمايندگان نوشته شد و در ٥١ اصل به تصويب رسيد. كسروى در اين باره مىنويسد: «گويا مشير الدوله و مؤتمن الملك و پسران صدر اعظم آن را مىنوشتند؛ يا بهتر بگوييم ترجمه مىكردند.» پس از آن كميسيونى تشكيل شد تا متنى به عنوان «متمم» به قانون اساسى بيفزايد. اين متن در ضمن ١٠٧ اصل تهيه شد. طبق روايت آقاى مصطفى رحيمى: «اين هيئت با استفاده از قانون اساسى بلژيك و تا حدى قانون اساسى فرانسه، و توجه به قوانين كشورهاى بالكان (از نظر تازه بودن مطالب و نزديكتر بودن به زمان تدوين متمم مورد بحث) به تدوين متمم قانون اساسى و رفع نقص قانون سابق پرداخت.» تاريخ مشروطه ايران، كسروى تبريزى، ص ١٧٠ و ٢٢٤. قانون اساسى ايران و اصول دموكراسى، مصطفى رحيمى، ص ٩٤. قانون اساسى و متمم آن، چاپخانه مجلس شوراى ملى.
[٢] هراكليوس (هرقل) اول (حدود ٥٧٥ ٦٤١ م.) امپراطور روم شرقى.
[٣] خسرو دوم معروف به خسرو پرويز (٦٢٨ م.) شاه ساسانى.