ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٤ - مقاومت در مبارزهاى طولانى
كسانى كه حافظ عقايد و قوانين و نظام اجتماعى اسلام هستند مانند خواجه نصير [١] و علامه [٢] كه خدمت شايان و نمايانى كردهاند اگر بميرند خلاى به وجود مىآيد. اما من و جناب عالى براى اسلام چه كردهايم كه اگر مرديم مصداق اين روايت باشد؟ هزار نفر از ما بميرد هيچ خبرى نمىشود. ما يا فقيه نيستيم حق فقه (يعنى آن طور كه بايد بود) و يا مؤمن نيستيم حق ايمان.
مقاومت در مبارزهاى طولانى
هيچ عاقلى انتظار ندارد كه تبليغات و تعليمات ما به زودى به تشكيل حكومت اسلامى منتهى شود. براى توفيق يافتن در استقرار حكومت اسلامى احتياج به فعاليت هاى متنوع و مستمرى داريم. اين، هدفى است كه احتياج به زمان دارد. عقلاى عالم يك سنگ اينجا مىگذارند تا بعد از دويست سال ديگرى پايه اى بر آن بنا كنند و نتيجه اى از آن به دست آيد خليفه به پير مردى كه نهال گردو مىكاشت گفت:. پير مرد! گردو مىكارى كه ٥٠ سال ديگر و بعد از مردنت ثمر مىدهد؟. در جوابش گفت:. ديگران كاشتند ما خورديم، ما مىكاريم تا ديگران بخورند.
فعاليت هاى ما اگر هم براى نسل آينده نتيجه بدهد بايد دنبال شود. چون خدمت به اسلام است و در راه سعادت انسانهاست و امر شخصى نيست كه بگوئيم چون حالا به نتيجه نمىرسد و ديگران بعدها نتيجه آن را مىگيرند به ما چه ربطى دارد؟! سيد الشهداء (ع)
[١] محمد بن حسن طوسى معروف به" خواجه نصير" و" محقق طوسى" (٥٩٧- ٦٧٢ ه. ق.) از علما و دانشمندان مشهور اسلام. در فلسفه و كلام و رياضيات و هيئت سرآمد اقران بوده است. علامه حلى، قطب الدين شيرازى و سيد عبد الكريم بن طاوس از شاگردان وى بودهاند آثار ارزشمندى از او به جاى مانده است مانند شرح اشارات، تجريد الاعتقاد، تحرير اقليدس، تحرير مجسطى و اخلاق ناصرى.
[٢] آية اللَّه شيخ جمال الدين حسن بن يوسف بن على بن مطهر حلى (٤٨- ٧٢٦ ه. ق.) فقيه، محدث، مفسر، متكلم، اديب، جامع معقول و منقول و رئيس اماميه در عصر خود، شهرت" علامه" از اختصاصات اوست. وى نزد بزرگان شيعه و سنى تلمذ جست. از جمله استادانش محقق حلى، خواجه نصير الدين طوسى، سيد احمد بن طاوس، و شيخ نجيب الدين بودهاند، و خواجه نصير از درس فقه او استفاده كرده است. پسر وى، فخر المحققين، نيز از شاگردان پدر بوده است. از آثار اوست: تبصرة المتعلمين، المختلف، قواعد و تذكره الفقهاء در فقه؛ كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد در كلام؛ الفين در اثبات امامت؛ المختصر در رجال و تلخيص الكشاف در تفسير.