ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥ - لزوم انقلاب سياسى
تبارك و تعالى و رسول اكرم (ص) بود در خارج وجود پيدا كند. در نتيجه، اساس حكومت را دگرگون كردند. برنامه حكومتشان بيشترش با برنامه اسلام مغايرت داشت. رژيم حكومت و طرز اداره و سياست «بنى اميه» و «بنى عباس [١]» ضد اسلامى بود. رژيم حكومت كاملًا وارونه و سلطنتى شد؛ و به صورت رژيم شاهنشاهان ايران و امپراتوران روم و فراعنه مصر درآمد. و در ادوار بعد غالباً به همان اشكال غير اسلامى ادامه پيدا كرد تا حالا كه مىبينيم.
شرع و عقل حكم مىكند كه نگذاريم وضع حكومتها به همين صورت ضد اسلامى يا غير اسلامى، ادامه پيدا كند. دلايل اين كار واضح است.
چون برقرارى نظام سياسى غير اسلامى به معناى بى اجرا ماندن نظام سياسى اسلام است.
هم چنين به اين دليل كه هر نظام سياسى غير اسلامى، نظامى شرك آميز است چون حاكمش «طاغوت» [٢] است و ما موظفيم آثار شرك را از جامعه مسلمانان و از حيات آنان دور كنيم و از بين ببريم.
و باز به اين دليل كه موظفيم شرايط اجتماعى مساعدى براى تربيت افراد مؤمن و با فضيلت فراهم سازيم. و اين شرايط درست ضد شرايط حاكميت «طاغوت» و قدرتهاى نارواست. شرايط اجتماعىاى كه ناشى از حاكميت «طاغوت» و نظام شرك آميز است لازمهاش همين فسادى است كه مىبينيد. اين همان «فساد فى الارض» است كه بايد از بين برود؛ و مسببين آن به سزاى اعمال خود برسند. اين همان فسادى است كه فرعون با سياست خود در كشور مصر به وجود آورد و «إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسدِينَ» [٣] در اين شرايط اجتماعى و سياسى، انسان مؤمن و متقى و عادل نمىتواند زندگى كند و بر ايمان و رفتار صالحش باقى بماند. و دو راه در برابر خود دارد: يا اجباراً اعمالى مرتكب شود كه شرك آميز و ناصالح است. يا براى اين كه چنين اعمالى مرتكب نشود و تسليم اوامر و قوانين «طواغيت» نشود، با آنها مخالفت و مبارزه كند تا آن شرايط فاسد را از بين ببرد.
[١] فرزندان عباس بن عبد المطلب عموى پيامبر اسلام (ص). اين سلسله در سال ١٣٢ ه. ق. با خلافت عبد اللَّه سفاح آغاز شد و در ٦٥٦ ه. ق. با كشته شدن معتصم به پايان رسيد.
[٢] طاغوت هر متجاوز و هر معبود غير خداوند را گويند.
[٣] همانا او از فسادگران بود». (قصص/ ٤).