ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٦ - روايت هفتم «مقبوله عمر بن حنظلة»
مىرساندند، از ميان برداشت. [١] اصولًا اين دو صفت از صفات مؤمن است، كه در جاى عدالت با كمال قدرت و جرأت اجراى عدالت كند، و هيچ عاطفه نشان ندهد؛ و در مورد عطوفت هم كمال محبت و شفقت را بنمايد. براى جامعه «مأمن» يعنى پناهگاه مسلمان و غير مسلمان در سايه حكومت او در امن و آسايش باشد؛ به راحتى زندگى كند و بيم نداشته باشد. اين كه مردم از اين حكام مىترسند، براى اين است كه حكومت آنها روى قواعد و قوانين نيست؛ قلدرى است. ليكن در حكومت شخصى مانند حضرت امير (ع)، در حكومت اسلامى، خوف براى كسانى است كه خائناند؛ ظالمند؛ متعدى و متجاوزند؛ ولى براى عموم مردم ترس و نگرانى مفهوم ندارد.
در (آيه دوم) مىفرمايد:. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أطيعُوا اللَّه و أطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُوليِ الْامْرِ مِنْكُم .. در روايت است كه آيه اول (.. ان تؤَدّوُا الْاماناتِ إلى اهلِها ..) مربوط به ائمه (ع) است، و آيه حكم به عدل (و إذا حكمتم بين الناس ..) مربوط به امراء مىباشد، و اين آيه (أطيعوا اللَّه ..) خطاب به جامعه مسلمين است. [٢] به آنان امر مىفرمايد كه از خدا در احكام الهى و رسول اكرم (ص) و اولى الامر يعنى ائمه پيروى و اطاعت كنند از تعاليمشان پيروى و از احكام حكومتى آنان اطاعت نمايند.
عرض كردم كه اطاعت از اوامر خداى تعالى غير از اطاعت از رسول اكرم (ص) مىباشد. كليه عباديات و غير عباديات، احكام شرع الهى اوامر خداوندى است. رسول اكرم (ص) در باب نماز هيچ امرى ندارد و اگر مردم را به نماز وا مىدارد، تاييد و اجراى حكم خداست. ما هم كه نماز مىخوانيم اطاعت امر خدا را مىكنيم.
و اطاعت از رسول اكرم (ص) غير از. طاعة اللَّه. مىباشد. اوامر رسول اكرم (ص) آن
[١] بنى قريظه» يكى از قبايل يهوديان بودند كه در كنار مدينه سكونت داشتند و با پيغمبر اكرم (ص) پيمان دوستى منعقد كرده بودند، ولى در هنگامه جنگ «احزاب» (خندق) پيمان خود را شكستند و با قريش و غلطان بر عليه مسلمانان همپيمان شدند و مدينه را ناامن كردند، پس از پيروزى مسلمانان پيغمبر (ص) آنها را در محاصره آورد و يهوديان بنى قريظه پذيرفتند كه سعد بن معاذ در باره آنان داورى كند. سعد حكم كرد كه مردان جنگى آنها به قتل رسند و زنان و فرزندان ايشان اسير، اموال آنها بين مسلمانان تقسيم گردد. سيرة النبوية، ابن هشام، ج ٣، ٤ ص ٢٣٣- ٢٤٦. تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٤٥.
[٢] اصول كافى، ج ١، ص ٢٧٦،" كتاب الحجه"،" باب ان الامام عليه السلام يعرف الامام الذي يكون من بعده .."، حديث ١. تفسير برهان، ج ١، ص ٣٧٩- ٣٨٦، ذيل آيات ٤ و ١.