ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٢ - از بين بردن آثار فكرى و اخلاقى استعمار
كارشناسان خارجى كشف كرده بودند! كارشناسان خارجى روى كشور ما مطالعه كردند همه مخازن زير زمينى ما را كه كجا طلا دارد، كجا مس دارد و نفت و .. دست آوردند، روحيه افراد ما را هم سنجيدند كه چطورى است و ديدند تنها چيزى كه نمىگذارد نقشههايشان عمل گردد و در مقابلشان سد مىباشد اسلام و روحانيت است. آنان قدرت اسلام را ديدند كه بر اروپا سلطه پيدا كرد و دانستند كه اسلام واقعى مخالف با اين بساط است. نيز دست آوردند كه روحانيون واقعى را نمىتوانند تحت نفوذ خود درآورند و در فكرشان تصرف كنند. لذا از روز اول كوشيدند كه اين خار را از سر راه سياست خود بردارند و اسلام را كوچك و روحانيت را ضايع كنند با تبليغات سوء اين كار را هم كردند، به طورى كه امروز اسلام در نظر ما بيش از ٤ تا مسأله نيست! از طرفى بر آن شدند كه فقها و علماء اسلام را كه رأس جمعيت هاى اسلامى قرار دارند با تهمت، يا به وسائل ديگر لكه دار و ضايع نمايند. آن شخص بسيار بى آبرو كه عامل استعمار است در كتابش نوشته. ششصد نفر از علماى نجف و ايران وظيفه خوار انگليس بودند! شيخ مرتضى [١] فقط دو سال حقوق بگير بود بعد متوجه شد! [٢] مدركش اسنادى است كه در وزارت خارجه انگلستان در هند بايگانى شده است. اين دست استعمار است كه مىگويد به ما فحش بدهيد تا نتيجه بگيريم. استعمار خيلى مايل است كه همه علما را جيره خوار خودش معرفى كنند تا علماى اسلام را در ميان مردم بدنام ساخته مردم را از آنان رو گردان و منصرف كنند.
از طرف ديگر با تبليغات و تلقينات خود تلاش كردهاند تا اسلام را كوچك و محدود كنند و وظائف فقها و علماى اسلام را به كارهاى جزئى منحصر گردانند. به گوش ما خواندهاند كه. فقها جز مسأله گفتن كارى ندارند و هيچ تكليف ديگرى ندارند!. بعضى هم
[١] مراد شيخ مرتضى انصارى فقيه و اصولى بزرگ شيعه است.
[٢] حقوق بگيران انگليس در ايران، اسماعيل رائين، ص ١٠٢ و ١٠٣. توضيح آن كه رائين از بدون تاسيس ساواك با شماره رمز ١٤٩٨ با آن همكارى داشت. او كتاب فراموشخانه و فراماسونرى خود را با همكارى ساواك تهيه و منتشر كرد. تطبيق اسناد مندرج در كتاب رائين با اسناد فراماسونرى بايگانى ساواك نشان مىدهد كه بخش مهمى از اين اسناد به شكل گزينش شده، عينا در كتاب رائين آمده است. وى با علم، وزير دربار شاهنشاهى ايران، نيز روابط حسنهاى داشت؛ و همو بود كه رائين را به تاليف كتاب حقوق بگيران انگليس در ايران واداشت تا از اين ره گذر چهره روحانيت را مخدوش جلوه دهد. ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ٢، ص ٢٤٢- ٢٤٦؛ مطالعات سياسى، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، كتاب اول، ص ٤١- ٩٢.