ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٠ - روايت ششم
حضرت نامه بنويسد و جواب دريافت كند، به اين موضوع توجه دارد كه در فرا گرفتن مسائل به چه اشخاص بايد رجوع كرد.
منظور از «حوادث واقعه» پيشامدهاى اجتماعى و گرفتاريهايى بوده كه براى مردم و مسلمين روى مىداده است. و به طور كلى و سر بسته سؤال كرده اكنون كه دست ما به شما نمىرسد، در پيشامدهاى اجتماعى بايد چه كنيم، وظيفه چيست. يا حوادثى را ذكر كرده، و پرسيده در اين حوادث به چه كسى رجوع كنيم. آن چه به نظر مىآيد اين است كه به طور كلى سؤال كرده، و حضرت طبق سؤال او جواب فرمودهاند كه در حوادث و مشكلات به روات احاديث ما، يعنى فقها، مراجعه كنيد. آنها حجت من بر شما مىباشند، و من حجت خدا بر شمايم.
«حجت خدا» يعنى چه؟ شما از كلمه «حجة اللَّه» چه مىفهميد؟ يعنى خبر «واحد» حجت است؟ [١] و اگر زراره [٢] روايتى را نقل كرد حجت مىباشد؟ حضرت امام زمان نظير زراره است كه اگر خبرى از رسول اكرم (ص) نقل كرد، بايد به پذيريم و عمل كنيم؟ اين كه مىگويند «ولىّ امر» حجت خداست، آيا در مسائل شرعيه حجت است كه براى ما مسأله بگويد؟ اگر رسول اكرم (ص) فرموده بود كه من مىروم، و امير المؤمنين (ع) حجت من بر شماست. شما از اين مىفهميديد كه حضرت رفتند، كارها همه تعطيل شد، فقط مسأله گويى مانده كه آن هم به حضرت امير (ع) واگذار شده است؟ يا اين كه «حجة اللَّه»
[١] خبر واحد آن است كه به حد تواتر نرسد؛ يعنى تعداد ناقلان آن به اندازهاى نباشد كه نوعاً مفيد قطع و يقين است. خبر واحد را در صورتى كه ناقلان آن مورد اعتماد باشند، «معتبر» گويند و در احكام شرعى مىتوان به آن استناد كرد. مقصود از «حجيّت خبر واحد» اين است كه عمل به موجب آن واجب است. و اگر آن را اصلى نباشد، عامل به آن معذور خواهد بود.
[٢] عَبْد رَبهِ بن أعيَن شيبانى كوفى ملقّب به زراره (متوفى ١٥٠ ه) از اصحاب بزرگ امام باقر و امام صادق، عليهما السلام، وى شيخ اهل حديث و از فقهاى اصحاب به شمار است. تمام علماى رجال او را توثيق كردهاند و از اصحاب اجماع شمردهاند و رواياتى از امام صادق (ع) رسيده است كه حاكى است از آن كه آن حضرت وى را گرامى مىداشته است. كتابهاى الاستطاعة و الجبر بدو منسوب است.