ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٢ - روايت ششم
كذايى كردى؟ [١] اگر بگويد با اوضاع روز نمىتوانستم عدالت كنم، يا اين كه [نمىتوانستم] قبه و بارگاه، كاخ و عمارت كذايى، نداشته باشم، تاجگذارى كردم كه دولت اينجا را و ترقى خودمان را معرفى كنم، مىگويند اين (اشاره به حضرت امير (ع)) هم حاكم بود؛ حاكم بر مسلمين و سرزمين پهناور اسلامى بود، تو شرف اسلام و مسلمين و بلاد اسلامى را بيشتر مىخواستى يا اين مرد؟ مملكت تو بيشتر بود يا او؟ قلمرو حكومت تو جزئى از قلمرو حكومتش بود؛ عراق و مصر و حجاز و ايران همه در قلمرو حكومتش بود؛ در عين حال دار العماره او مسجد بود، و دكة القضاء در گوشه مسجد قرار داشت؛ و سپاه در مسجد آماده مىشد، و از مسجد حركت مىكرد؛ مردم نمازگزار و معتقد به جنگ مىرفتند؛ و ديديد كه چگونه پيشرفت مىكردند و چه كارها انجام دادند. [٢] امروز فقهاى اسلام «حجت» بر مردم هستند؛ همان طور كه حضرت رسول (ص) حجت خدا بود، و همه امور به او سپرده شده بود، و هر كس تخلف مىكرد بر او احتجاج مىشد. فقها از طرف امام (ع) حجت بر مردم هستند. همه امور و تمام كارهاى مسلمين به آنان واگذار شده است. در امر حكومت، تمشيت امور مسلمين، اخذ و مصرف عوايد عمومى، هر كس تخلف كند، خداوند بر او احتجاج خواهد كرد. در دلالت روايتى كه آورديم هيچ اشكالى نيست؛ منتهى سندش قدرى محل تأمل است. [٣] و اگر دليل نباشد، مؤيد
[١] محمد رضا پهلوى در آبان ١٣٤٦ ش. جشنى مفصل با هزينهاى گزاف به راه انداخت و در طى تشريفاتى رسمى تاج سلطنت بر سر نهاد! اين مراسم يك ماه ادامه داشت! براى برگزارى اين جشن خيابانهاى پايتخت را با ٧٠٠ تن آهن و فولاد و ٣٠٠ كيلومتر كابل و صدها هزار لامپ برق و چراغهاى فلورسنت و مقادير بسيارى ورقهاى پلاستيكى و آلومينيومى مزين ساخته بودند. تاجهاى شاه و ملكه را «پرآريل» جواهرساز معروف فرانسوى، از طلا و طلاى سفيد ساخت و گوهرهاى گرانقيت در آن به كار برد.
[٢] تاريخ طبرى، ج ٣، ٤؛ الفتوح، ابن اعثم؛ تاريخ فتوحات اسلامى در اروپا، شكيب ارسلان.
[٣] وجه تأمل سند به جهت اسحاق بن يعقوب است كه توثيق خاصى در باره وى نرسيده است.