صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٤ - دخالت انبيا در مسائل حادّ سياسى
هست البته، اما مىرود سراغ فرعون. خدا هم او را مىفرستد دنبال فرعون؛ برويد او را دعوت كنيد، دعوتش كنيد؛ به قول ليّن [١] هم دعوتش كنيد و امثال ذلك. وقتى كه قول ليّن نشد، خوب، آن وقت قيام مىخواهد. پيغمبر اكرم كدام روز نشست همين طورى فقط مسأله بگويد، كارى به كار جامعه نداشته باشد؟ اينهايى كه مىگويند «آخوند چه كار دارد به امور سياسى»، پيغمبر اكرم كدام روزش از مسائل سياسى خارج بود؟ دولت تشكيل مىداد، با اشخاصى كه به ضد اسلام، ستمگر بر مردم بودند، با آنها مبارزه مىكرد، جنگ مىكرد.
ما را آن طور مىخواستند منزوى كنند كه لباس جندى را مىگفتند با عدالت منافات دارد. حضرت امير لباس جندى داشت، با عدالت منافات داشت؟! حضرت سيد الشهدا نداشت لباس جندى؟ اينها با آن تبليغات بسيار وسيعشان ما را منزوى كرده بودند؛ يعنى، خود ما را، به مغزهاى ما آن قدر خوانده بودند كه خودمان باور كرده بوديم كه نبايد ما در سياست دخالت كنيم. نخير، مسأله اين نيست. مسئله دخالت در سياست در رأس تعليمات انبياست. مسئله جنگ مسلحانه با اشخاصى كه آدم نمىشوند و مىخواهند ملت را تباه كنند، در رأس برنامههاى انبيا بوده است. ما همه تعليمات انبيا را كنار گذاشتيم، فقط به آن تعليماتى كه با- عرض مىكنم- دخالت نكردن در سياست و دخالت نكردن در جامعه و اينها [مرتبط است] فقط همينش را گرفتهايم. نمازش را گرفتهايم، باقى را رها كرديم.
مگر امكان دارد كه انسان مسلمان باشد به فقط نماز خواندن و روزه گرفتن و حج رفتن و امثال ذلك و در امر مسلمين دخالت نكردن؟ اگر اهتمام به امر مسلمين كسى نكند مسلم نيست، به حسب روايت منسوب الى رسول اللَّه. [٢] ملت ما بايد همان طور كه بيدار شده است و هوشيار و توجه به مسائل پيدا كرده و
[١] اشاره به آيات ٤٣ و ٤٤ سوره طه: «اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى. فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى»؛ برويد [تو؛ موسى و برادرت، هارون] به سوى فرعون كه او به راه كفر و طغيان شتافته است و با او در كمال آرامى و نرمى سخن گوييد. باشد كه متذكر شود و يا بترسد
[٢] اصول كافى، ج ٢، ص ١٦٤، ح ٤ و ٥.