صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٢ - خيانت به اسلام و مسلمين در سازش با اسرائيل
اينها را. كماندوهاى خودش را پياده كرده است در منطقه و لشكرهاى خودش را در منطقه پياده كرده است. مانورها را، نمايشگرها را آورده است نمايش بدهند؛ بترسانند اهل منطقه را. اگر دولتها بترسند، ملتها زنده باشند و نترسند. اگر ما همه از بين برويم، بهتر است [از] اينكه ذليل باشيم زير دست صهيونيسم و زير دست امريكا. و اين يك قدم بلندى است كه به دستور امريكا اين قدم بلند برداشته شده است براى ذلت عرب و ذلت مسلمين. ننگ بر آن اعرابى كه براى خاطر سلطه كمى كه به كشورى پيدا كنند و براى خاطر استفادههايى كه پيدا كنند تن به يك همچو ذلتى بدهند! و ننگ بر همه ما چنانچه ساكت بنشينيم!
و چنانچه دولتها هم، دولتهاى بىتوجه به مسائل يا متعمد در اينكه خيانت به اسلام بكنند و به ملت عرب بكنند و به مسلمين بكنند، اين طرح را بگذرانند، هيچ ارزشى ندارد؛ براى اينكه ملتها با اين مخالفند. هيچ ملتى از ملتهاى اسلامى نيست كه موافق با اين باشد كه نوكر اسرائيل باشد و ذليل اسرائيل و ذليل امريكا باشد. اگر فرضاً هم اين دولتها بگذرانند اين را، ارزش يك پشيز ندارد اين گذراندنها، و مسلمانها و ملتها با اين مخالفند.
بايد اين دولتها اين مطلب را از سر خودشان بيرون كنند كه همان طور كه سابق مىكردند حالا بايد بكنند؛ يعنى، خودشان را قيم بدانند نسبت به ملتها. يك نفر شيخ يا يك نفر رئيس جمهور يا يك نفر مَلِك- به اصطلاح خودشان- چه حقى دارد كه بر يك مملكت حكومت كند و يك مملكتى را بخواهد به مصالح اسرائيل فدا كند؟! بايد حكومتها بيدار بشوند! با گذراندن اين طرح، گور خودشان را مىكَنند. نبايد ديگر از اين به بعد، اين فكر بيايد در سر اين حكومتها كه كار با ماست و به ملتها مربوط نيست. شما در مقابل ملت هيچ كارهايد. ملتها هستند كه بايد كارها به تصويب آنها برسد. البته ما هم گرفتار يك همچو مسئلهاى بوديم در زمان رضا خان، در زمان محمد رضا خان. همين مسأله بود كه به ملت كار نداشتند. ملت چكاره است؟ آنها ملت را هيچ كاره مىدانستند. هر چه هست اعليحضرت است. غير اعليحضرت خبرى نيست. لكن ملت ايران شكست اين را و فهماند كه هر چه هست ملت است و حكومتها بايد بر طبق اميال ملت عمل بكنند، بر طبق