صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣ - توطئه دشمن براى منزوى كردن روحانيت
بگذاريد، نه، ديگر اينجا حد شما نيست، حد شما تا آنجايى است كه مسأله بگوييد و بياييد مسجد و خيلى هم كه چى بشود، يك مجلس فاتحهاى باشد، برويد مجلس فاتحه بنشينيد. به ما تحميل كردند اين را و ما بايد از زير اين بار تحميل بيرون برويم.
روحانيين بايد در صحنه باشند. بايد همه اين حرفهاى نامربوطى كه زده بودند و شما را مىخواستند از دخالت در امور جامعه كنار بگذارند، همه آنها را پشت سر بگذاريد- و گذاشتهايد پشت سر. علماى اعلام نبايد بروند كنار بنشينند تا مقدرات آنها در امريكا تدوين بشود و يا در شوروى تدوين بشود.
ما را كنار گذاشتند و مقدرات ما در امريكا تدوين مىشد. اين شاه مخلوع و ملعون اقرار كرد اين معنا را و از بس احمق بود، پدر خودش را هم به لجن كشيد؛ و از بس خودخواه بود حاضر شد كه پدر خودش را هم به لجن بكشد! مىگفت كه اسمايى را مىنويسند از سفارتخانه كه اينها وكيل بايد بشوند، مىآورند پيش ما، ما هم همين كار را مىكرديم. اين را مىخواست بگويد كه نه، ديگر حالا ما به «دروازه تمدن بزرگ» رسيدهايم! مىخواست مردم را بازى بدهد كه نه، پيشتر اين جورى بوده، ما چند سال پيش از اين اين طور بوديم و حالا اين جور نيستيم! و حال اينكه حالاش بدتر از چند سال پيش از اينش بود. بنا بر اين بود كه اين قشرى كه مىتواند بسيج كند ملت را و قدرت دارد كه تمام ملت را تحت يك مطلب وارد كند، اگر مهلت به او بدهند اين را كنار بگذارد با حيلههاى مختلف: يكى همان باورآوردن به خود آقايان و به ملت [بود] كه اينها نبايد در امور سياسى داخل بشوند، خلاف شأن آنهاست.
حتى اين آخرى مىگفتند كه با قداست اينها مخالف است؛ با قداست اهل علم، وارد شدن در حكومت و سياست مخالف است. اين قداست در زمان حضرت رسول نبوده؟
حضرت رسول قداستش محفوظ نمىمانده؟ حضرت امير قداست نداشته؟ حضرت سيد الشهدا و امام حسن قداست نداشتند؟ مىخواستند چشم و گوش همه ما را ببندند و مىخواهند هم. اين جريان از اول نهضت هى ديدند كه دارد پيش مىرود، هى آنها بيشتر خواستند كه كنار بگذارند اينها را. الآن هم اين جريان هست، منتها يك وقت رسيد به