صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٨ - وجوب حفظ اسلام و نفوس مسلمين
اين واجب عمل مىكنند. آن كه مىآيد و فرض كنيد كه يك ماده منفجرهاى را مىخواهد پرت كند يك جايى، اگر او را گرفتند و حبسش كردند و اگر هم كار را كرده است يك وقت كشتندش، اين دفاع است؛ اين فساد را از بين بردن است؛ اين دفع فساد است. آن كه اين كار را دارد مىكند مفسد است، نه شمايى كه داريد دفع مىكنيد او را. شما كه نمىخواهيد كه در يك خانهاى ماده منفجره بريزيد؛ شما مىخواهيد كه در منزلتان آن ريخته نشود. اين به اين است كه اين اشخاصى [را] كه گول خوردند، موعظه كنيم.
ما دائماً هم موعظه مىكنيم كه اين جوانها را گول زدند، خودشان رفتند، دارند آب سرد مىخورند و اين جوانها و بچهها را گول زدند، تا اينها آمدند دارند خرابكارى مىكنند و خودشان را گاهى به كشتن مىدهند و خودشان را به زحمت وامىدارند. ما اگر هر كس بيايد و توبه كند، توبهاش را، خدا توبهاش را قبول مىكند. ما فرض بكنيم كه يك كسى هم چون آدمى را كشته، ولىّ دمش بايد او را بكشد، باز ميل داريم كه توبه كند و لا اقل، آن دنيايش صحيح باشد. ما ميل داريم همه صلح و صفا باشد؛ همه عالم در صلح و صفا باشند. ما اگر قدرت داشتيم، اصلًا باروت را از بين مىبرديم و قواى منفجره را از بين مىبرديم كه عالم خالى بشود از اين جنايتها. ما نمىخواهيم با كسى دعوا بكنيم؛ نه با عراق دعوا داريم و نه با- فرض كنيد- جاهاى ديگر دعوايى ما نداريم، آنها دعوا دارند.
وقتى دعوا دارند تو دهنى مىخورند و خوردند. حالا هم از هر جايى هم، همچو چيزى پيدا بشود، همين مردماند و همين پاسداران هستند و همين ارتش است و همين جوانهاى زن و مرد ما، از هر جا تعدى بشود تو دهنى مىخورند.
ما كه اسلام را خواستيم و مىخواهيم، اسلام اجازه نمىدهد كه ما تعدى كنيم به يك كشورى، لكن فرموده است كه اگر به شما تعدى كردند، بزنيد تو دهنشان! اگر يك دستهاى از مسلمين را- در جنگهاى سابق اين هست- اگر يك دستهاى از مسلمين را كفار سپر قرار دادند؛ فرض كنيد كه عراق فاسد، يك دستهاى از مسلمين بىگناه را سپر قرار داد و پشت آنها ايستاده كه بريزد ايران را بگيرد، بر ما واجب است كه مسلمان و غير