صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩ - منافقين، تفالههاى امريكايى
قواى مسلحمان پيوند داريم و ما در پشت جبهه به آنها خدمت مىكنيم و آنها در جبهه به ما و به اسلام.
منافقين، تفالههاى امريكايى
نبايد ما فراموش كنيم كه در جنگ با امريكا هستيم. ما در جنگ با امريكا و تفالههاى امريكا [هستيم]، اين تفالههايى كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كرديم، الآن هم هستند. بايد هر يك از اينها را شناسايى كنيد و به دادگاهها معرفى كنيد، ننشينيد كه باز يك جايى را آتش بزنند. اينها مىخواهند خرابى كنند كار ندارند به اين كه كى كشته بشود و كى از بين برود، دشمنى خصوصى هم با هيچ كدام ندارند. خوب، هفتاد و چند نفر از بهترين جوانان ما را كه از بين بردند، اينها با افرادشان يك آشنايى نداشتند، نمىشناختند، امّا مىخواستند يك شلوغى بشود، يك انفجارى حاصل بشود و مردم از صحنه بيرون بروند و ديدند كه خير، عكس شد مطلب مردم. اين شهادت اسباب اين شد كه همه با هم منسجم بشوند. اين اسباب اين شد كه مشت اين ادعاكنها كه ما براى آزادى و براى كذا مىخواهيم زحمت بكشيم و بايد اين ملت آزاد باشد و كذا، مشت اينها باز شد كه اينها از چه سنخ آزادى مىخواهند؛ آزادى انفجار! آزادى انفجار اينها مىخواهند. اينها مىخواستند كه اين منافقين هم آزاد بيايند توى مردم و بعد از يك سال ديگر بسيارى از جوانهاى ما را منحرف كنند آزادانه و بسيارى از كارهايى كه مىخواهند مخفيانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، براى اينكه، آزادى است! بيجهت نيست كه در آن نطقهاى با اجتماع زياد روز عاشورا سوت مىزنند و كف مىزنند. امام مظلوم ما به شهادت رسيده، روز شهادت امام مظلوم ما، پاى نطق و سخنرانى يك نفر آدمى كه با آنها دوست است كف مىزنند و سوت مىكشند و امريكا را از ياد مىبرند. خط اين بود كه اصلًا امريكا منسى بشود. يك دسته شوروى را طرح مىكردند تا امريكا منسى بشود، يك دسته «اللَّه اكبر» را كنار مىگذاشتند، سوت مىزدند و كف مىزدند آن هم روز عاشورا. خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر امريكا منسى بشود.