صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٢ - گرانى و كمبود، لازمه جنگ و انقلاب
است جنگ جهانى دوم- كه به ما هيچ مربوط نبود، ما سرپل بوديم، سر راه بوديم- آمدند گرفتند اينجا را و به مجردى كه گرفتند، همه چيز نادر شد، ديگر هيچ پيدا نمىشد.
حالا بحمد اللَّه پيدا مىشود. گاهى- فرض كنيد- يك چيزى كم يافت بشود اين را نبايد ما هى بگوييم كه ما چه بكنيم، مردم بگويند ما چه بكنيم. خوب، مردم كه ديدند اين مسائل را، مردم كه ديدند اين گرفتارى را، مردم كه شنيدهاند گرفتاريهاى جاهاى ديگر را، خوب، براى چه شكايت مىكنند؟ بحمد اللَّه فراوانى است؛ يعنى، گرسنگى نيست توى كار، اين طور نيست كه مردم نان پيدا نكنند، اين طور نيست كه مردم ارزاق را نتوانند پيدا كنند، كمياب گاهى مىشود، اما آن هم ارزاق عمومى كمتر كمياب مىشود. يك دفعه مىخواهند آقايان كه- آنهايى كه توقع دارند و هى شكايت مىكنند- يك دفعه از آن حال انقلابى برگردند به يك حال آرامشى كه هيچ كسى در هيچ جا به ما كار نداشته باشد. خوب، مايى كه الآن مواجه هستيم با تمام قدرتهاى عالم، همه از هر طرف به ما فشار مىآورند، همه از هر طرف به ما مىخواهند ظلم بكنند، مع ذلك، دولت ايران و ملت ايران اين طور سرپاى خودش ايستاده، در خودش جنگ است، يك سال و نيم است كه جنگ است. هر وقت جنگ باشد در يك جايى، همه جايش به هم مىخورد. جنگ است و همه جا آرامش هست. مناطق جنگى هم بحمد اللَّه با قدرت دارند پيش مىروند.
توقع بيجا نبايد مردم بكنند. آقايان به مردم نصيحت كنند كه توقع اينكه يك دفعه همه گرفتاريها رفع بشود [نداشته باشند]. شما حكومتِ از صدر اسلام تا حالا، حكومت رسول اللَّه را و حكومت امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- را و بعدش هم كه دست ديگران بود برويد خوب ملاحظه كنيد. در همان زمان حضرت امير همچو نبود كه همه اينهايى كه مىروند اطراف و از طرف چيز، همهشان يك مردم سيرى باشند. اصلش بسياريش كارهاى خلاف هم مىكردند. افرادى باعث ناراحتى [مىشدند]، حضرت امير هم اقدام مىكرد، نامه مىنوشت به آنها، در صورتى كه آن وقت آرامش بود در همه جا، الّا زمان حضرت امير، البته از داخله خيلى خراب بود.
در هر صورت من گمان مىكنم كه ما اگر راجع به اين گرفتاريهاى جزئى كه داريم- آن