صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٥ - وحدت مسلمانان، مانع تعرض اجانب
وحدت مسلمانان، مانع تعرض اجانب
شما ملاحظه بفرماييد در اين هفته وحدت- كه از قم آقاى منتظرى پيشنهاد كردهاند- خوب اين چقدر حسن دارد و چقدر ارزش دارد كه برادرها، همه را در يك مسئلهاى با هم [متحد كند]. خوب، اين اختلاف اساسى كه نيست، اين اختلاف در يك تاريخى است كه نزديك به هم هستند؛ از ما هم بعضى قائلاند به اينكه دوازدهم هست، [١] از علماى ما هم بعضى قائلاند كه دوازدهم است. اين اسباب اين نشود كه يك اساسى على حده، آنها داشته باشند، يك اساسى على حده ما داشته باشيم. با هم باشيم، برادريم ديگر. پيغمبر هم از همهمان است. در عين حالى كه يك چنين صدايى بلند شد براى وحدت، يك وقت مىبينيم از حجاز يك نفر صدا بلند مىكند كه اصل جشن گرفتن براى پيغمبر شرك است! من نمىدانم چه اساسى است؟ اين چرا شرك است؟ البته آن شخص وهابى است. وهابى را اهل سنت هم قبولشان ندارند، نه اينكه ما قبول نداريم، همه برادرهاى ما آنها را قبول ندارند. شما [فكر مىكنيد] يك همچنين مسئلهاى كه جشن گرفتن، احترام كردن به پيغمبر اسلام، اين جزء اين است كه مشرك هستند مردم!؟
آن وقت اين اختصاص به ايران هم ندارد، احترام به رسول خدا، همه بلاد مسلمين احترام مىگذارند. چه شد كه ايران را مورد نظر قرار داده است و مىگويد ايرانيها كه جشن مىگيرند براى پيغمبر اكرم، اينها مشرك هستند؟ خوب نكتهاش معلوم است؛ براى اينكه، آن كه الآن اساس وحدت در آن درست شده ايران است. اين نكتهاى كه از آن وحدت بين مسلمين، چه برادران اهل تشيع و اهل تسنن، چه ملتهاى اينجا، و چه دولتها، هميشه مقصد ما اين بوده كه اينها همه با هم باشند. اگر مسلمانها با هم باشند هيچ كس نمىتواند به اينها تعرّض كند؛ براى اينكه يك ميليارد جمعيت [هستند] با دارايى زياد، با مخازن زياد. در عين حال كه ما اين قدر مخازن، اين قدر زمين داريم، زمينهاى زياد، و همه چيز ما داريم، خوب چه شده است كه ما بايد همهمان تحت سلطه دو تا ابرقدرت باشيم؟
خوب، علت
[١] اصول كافى، ج ١، ص ٤٣٩.