صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٨ - پيروزيهاى بزرگ به همراه مظلوميت
كند. اين سيلى كه خوردهاند آنها، موجب اين شد كه از همه اطراف به ما هجوم بياورند و ايادى خودشان را از داخل و خارج تجهيز كنند براى سركوبى اين جمهورى اسلامى؛ يعنى، براى سركوبى اسلام. آنها به حسب موازين خودشان، به خودشان حق مىدهند كه مخالفند. لكن ما از طرف برادرهاى اسلاميمان هم و كسانى كه دستپرورده ديگران هستند و آنها را ما برادر حساب مىكنيم، از آنها مورد ظلم و ستم واقع شديم؛ من جمله، تبليغات دامنهدارى كه از طرف بعض روحانيينى [مىشود] كه به ظاهر روحانى و در واقع، اجير دولتها در ممالك اسلامى [هستند.] بعضى از آنها، كه شايد از رژيم شاه بهرهبردارى مىكردند، در طول اين مدتى كه جمهورى اسلامى راه خودش را گرفته و پيش مىرود، آنها ساكت ننشستهاند و با اسم «اسلام» با اسلام طرف شدهاند، مقالات نوشتهاند. آنهايى كه براى بگين تبليغ مىكنند و براى صهيونيسم به نفع آنها، براى جمهورى اسلامى ما و عليه ما تبليغ مىكنند با اسم «روحانيت اهل سنت»، در صورتى كه روحانيون اهل سنت اين قشر مزدور را از خودشان نبايد حساب كنند. لكن ما مورد ظلم از طرف اينها هم واقع شديم. البته اين صحبتهايى كه آنها مىكنند و در خارج پخش مىكنند، ارزشى آن قدر ندارد، حتى پيش آنهايى كه آنها را وادار مىكنند به اين معانى.
لكن اين برادرهاى ما كه از ممالك ديگر در اينجا حاضر هستند و آمدهاند راجع به جمهورى اسلامى تحقيقات بكنند، خوب است يك مقدارى زيادتر بمانند و يك تحقيقاتى بيشتر بكنند. از اوّلى كه اين جمهورى اسلامى در ايران تحقق پيدا كرد تا كنون، اينها مطالعه كنند و ببينند كه چه مىگويد و چه مىخواهد.
آيا ملتى كه از اول فرياد زده است كه اسلام را مىخواهيم و جمهورى اسلامى را مىخواهيم و با فرياد «اللَّه اكبر» و «لا اله الّا اللَّه» بدون اينكه سازوبرگ صحيحى داشته باشد غلبه كرده است بر آنهايى كه به اسلام اعتقاد نداشتهاند و بر ضد اسلام عمل مىكردهاند، آيا باز سزاوار است كه در بين مسلمين كسى پيدا بشود كه مدّعى اسلام است و مدّعى روحانيت اسلامى، با يك همچو رژيمى كه تمام همّش اين است كه اسلام را در اين مملكت پياده كند و در ساير ممالك تبليغ كند با اين بايد مخالفت كرد؟