صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٦ - شهادت شخصيتها، موجب انسجام بيشتر ملت
يك همچو مطلبى شده است يا نشده است. خوب، يكى اين است كه عدم ثبات براى اين است كه چند نفر آدم را در عين حال كه بسيار عزيز بودند، كشتهاند. پس بنا بر اين، حالايى كه رئيس جمهور يك كشورى را مىكشند، پس معلوم مىشود كه اين مملكت ثبات ندارد. من چند نفر از رئيس جمهورها را مىدانستم كه، رئيس جمهورهاى امريكا را كه كشتهاند، لكن گفتم سؤال كنم، گفتند كه هشت نفر ترور شدهاند كه چهار نفرشان كشته شدند، چهار نفرشان هم كه يكىاش اين آخرى بود، موفق نشدند كه بكُشند آنها را. خوب، هشت تا رئيس جمهور امريكا، كه بزرگترينِ كشورهاى سرمايه دارى است، كشته شده است. پس اگر رئيس جمهور وقتى كشته مىشود ثبات از بين مىرود، بايد امريكا هم ثباتش را از دست داده باشد. خوب، همين اولى كه ريگان سر كار آمد، ترور شد؛ همان تقريباً روزهاى اول ترور شد. خوب چه شد كه امريكا به هم نخورد؟ و نبايد هم به هم بخورد، بنا هم ندارد. دليل بر اينكه اين ترورها هر چه باشد، كشور ما را هيچ در آن تغيير نداده، اين، اين است كه يك نخستوزيرى ترور مىشود، همان روزش نخست وزير ديگر تعيين مىشود؛ يك رئيس جمهور ترور مىشود، در موعد قانونىاش يا زودتر شايد، يك رئيس جمهور تعيين مىشود.
شهادت شخصيتها، موجب انسجام بيشتر ملت
به مجرد اينكه يك ملتى كه پانزده خرداد را با پانزده هزار نفر شهيد- به طورى كه گفته شده است- پشت سر گذاشته است و ١٧ شهريور را با آن همه كشتارى كه در ميدان شهدا شد، پشت سر گذاشته است و ابداً كنار ننشسته، البته بين پانزده خرداد تا زمانى كه باز [انقلاب] شد، اين طولانى شد؛ يك مقدارى طولانى شد، لكن از آن وقتى كه نهضت دوباره شروع [به رشد] كرد، خوب ١٧ شهريور يك قضيهاى بود براى ما- و فرداست ظاهراً ١٧ شهريور- آن يك قضيهاى بود براى ايران و كسانى كه مطلع از اسلام نيستند و روحيه مردم مسلم را نمىدانند؛ خيال مىكردند شايد آن وقت ديگر خوب، تمام شد، سركوب شدند و رفتند سراغ كارشان؛ چندين هزار نفر را در ميدان شهدا به مسلسل بستند