صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٦ - احساس خطر قدرتها از انقلاب ايران
مىشود، آن تهذيب است و اساس همه مسائلى كه انحرافى است، اين عدم تهذيب است و «دَسّى» در نفس انسان است، «دسّى» شيطان است؛ بنا بر اين، بايد ما سرلوحه همه امورمان را اين قرار بدهيم.
احساس خطر قدرتها از انقلاب ايران
البته گرفتارى الآن براى ما، براى ملت خيلى زياد است؛ يعنى، شايد در هيچ انقلابى اين طور مثل انقلاب ايران مورد تهاجم واقع نشده باشد؛ براى اينكه انقلابهاى ديگر يا انقلابهاى چپى بوده يا راستى بوده، اگر چپى بوده چپيها تأييدش مىكردند، راستىها مخالفش بودند و اگر بعكس بوده آنها تأييد مىكردند و اين دسته مخالف بودند. اما انقلاب اسلام از باب اينكه از اول اسلامى بوده، اين طور نبوده است كه يك نفر- فرض كنيد كه- غربزده يا شرقزده آمده باشد و انقلاب كرده باشد و مردم را دعوت به انقلاب كرده باشد، كودتا كرده باشد، مسأله كودتا نبوده است، مسأله قيام يك ملت براى اينكه از دست ظلم داخل و خارج به تنگ آمده است. قيام يك ملت است در مقابل همه قدرتها، مهيا هم بايد باشد براى اينكه همه قدرتها به او تهاجم كنند و هيچ توقع ما نداريم كه امريكا با ما سر مصالحه داشته باشد يا شوروى. همه اينها مىبينند كه اگر اين انقلاب در ايران ان شاء اللَّه، به ثمر برسد و آن طورى كه خواست اسلام است تحقق پيدا بكند، ناچار اين انقلاب به خارج صادر مىشود. هيچ احتياجى به اين نيست كه كسى هم برود اين كار را بكند، البته تكليف است كه دعوت بشود همه جا. اما اگر اين انقلاب را مردم دنيا كه الآن متوجه به آن هستند- هم زورمندها متوجهاند كه احساس خطر مىكنند، و هم مظلومها متوجهاند كه شايد اين راهى باشد براى نجات- اين انقلاب اگر ان شاء اللَّه، به آن مقصد اعلاى خودش برسد و اسلام در اينجا حكومت داشته باشد و هيچ حيثيت ديگرى غير اسلام نباشد، اين خطرى است براى قدرتهاى بزرگ و وابستگان آنها و راه اميدى است براى مستضعفان جهان، همان معنايى كه تمام انبيا از صدر عالم تا حالا دنبال او بودند.