صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠ - اسلام بدون روحانيت مثل طب بىطبيب
براى بردن اين مسائل.
قدرتهاى بزرگ امروز لمس كردهاند كه سيلى از اسلام خوردهاند. آنها از ما بيشتر ملتفت هستند كه چه كرده است اسلام با آنها. اينها مىخواهند اين اسلام را كنار بگذارند.
چطور كنند؟ حيلههاى مختلف؛ يكى هم اينكه شما را وادار كنند كه وارد نشويد.
خودشان شيطنت كنند يك كسى را تعيين كنند. آن كس كه تعيين شد، بكشد ما را به طرف امريكا، و لو ده سال ديگر. همه بايد توجه به اين مسائل داشته باشيد. مسائل سياسى مالِ همه است؛
كُلُّكُمْ راعٍ،
همه بايد مراعات بكنيد، همه بايد اين ملت را توجه كنيد كه چه مىكنند و بايد راهنمايى كنيد همه را و همه بايد فعال با صفهاى فشرده و فعال وارد باشيد در صحنه و به خودتان هيچ يأسى راه ندهيد.
اسلام بدون روحانيت مثل طب بىطبيب
خدا با شماست. ديگران اگر مسلسل دارند و نمىدانم چه دارند، فانتوم دارند و امثال اينها، شما خدا را داريد. شما همه اينها را از بين برديد؛ براى اينكه با خدا بوديد. پشتوانه شما خداست. ملت چه داشت آن وقت؟ چيزى نداشت كه دستش. مىنشستند يك چيز اين قدرى درست مىكردند. مگر اين مقابل آن چيزى كه آنها داشتند، يك چيزى بود؟
لكن خداوند القاى رعب كرد در دل آنها كه نروند سراغ آن جهازات كشنده و مقابله نكنند. اين كار خدا بود كه القاى رعب كرد؛ همه را ترساند و تقويت كرد روحيه شما را، به طورى كه از شهادت نترسيديد و شهادت را براى خودتان فوز عظيم دانستيد. اينها همه از خداست، و الّا همين ملتى بود كه آن وقت اگر يك پاسبان مىآمد توى تهران، توى بازار تهران امر مىكرد، همه بازار تهران تسليمش مىشدند؛ يك وقت اين جور بود. كى اين طور كرد كه آن كسى كه از پاسبان مىترسيد، ريخت در خيابانها و «مرگ بر شاه» گفت؟ كى اين روحيه را به شما داد؟ جز خدا كسى مىتواند سرتاسر كشور را تحت يك علم قرار بدهد؟ غير خدا كى مىتواند؟ شمايى كه خدا را داريد، از چه مىترسيد؟ از هيچ چيز. آنى كه در بيمارستان خوابيده و مردم را دعوت به مقاومت مىكند، دعوت به اين