صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٦ - تلاش بيهوده منافقين در ايجاد رعب و وحشت
بلكه دم از قرآن خيلى مىزند، اما وقتى كه كتابهايشان را شما الآن ملاحظه كنيد كتابها انحرافى و همه از اسلام منحرف. خوب، ما مىگوييم كه اگر جوانهاى ما خدمت مىكنند براى اسلام، براى خدا خدمت مىكنند. همه چيز ما از خداست، براى خدا هم بايد بدهيم. خوب، شما جوانهاى بيچارهاى كه گرفتار اينها شديد خون خودتان را براى كى مىدهيد؟ ما مىگوييم براى خدا. شما مىگوييد براى كى؟ اگر براى خداست، حكومت اسلامى حالا حكومتى است كه مىخواهد احكام اسلام را درست كند. اگر واقعاً شما خونتان را مىدهيد براى چهار نفرى كه انحراف دارند، اعتقاد به اسلام و اعتقاد به كشور اعتقاد به اينها ندارند خون خودتان را مىدهيد و رفقاى خودتان را، جوانهاى خودتان را مىكشيد، براى اين. خوب، يك قدرى فكر لازم دارد كه ببينيد براى چه مىكنيد، براى چى اين كارها را مىكنيد.
انسان بايد هر كارى مىكند يك راهى داشته باشد، يك اتكايى داشته باشد. ملت ما اتكاء به خدا دارد، در جبهه، جنگ مىكند. ملت ما اتكاء به خدا دارد، در جبهه جنگ مىكند و نماز شب مىخواند و- عرض مىكنم كه- با دشمن اسلام مبارزه مىكند، اگر آنجا شهيد بشود آن اجرش با خداى تبارك و تعالى است و پيش خدا آبرومند است، پيش خلق هم آبرومند است. امّا شمايى كه در خارج يك دسته نشستند و شما بيچارهها را وادار مىكنند به اينكه برويد و مردم را بكشيد و ترقه بگذاريد فلان جا چه بشود، بمب بگذاريد كجا چه بشود، انفجار ايجاد بكنيد، خوب شما اتكايتان به كى است؟ فردا اين سرانى كه هستند از قبيل بختيار [١] و امثال بختيار، براى شما يك كارى انجام مىدهند؟! شما اگر از بين رفتيد، اگر شما كشته شديد، فردا بختيار براى شما يك كارى انجام مىدهد يا رجوى [٢] انجام مىدهد، يا ديگران؟! ما مىگوييم خدا، شما مىگوييد چى؟ اگر شما هم مىگوييد خدا، خوب با ما همراهيدبسم اللَّه، بياييد خدمت كنيد به اين مملكتتان.
هى مىگفتيد اختناق است، كو اختناق؟ حرفش را هى مىزديد، هى مىگفتيد اختناق
[١] شاپور بختيار، آخرين نخست وزير رژيم پهلوى
[٢] مسعود رجوى، سركرده گروهك تروريستى منافقين.