صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١١ - گرانى و كمبود، لازمه جنگ و انقلاب
مىكشيدند برايشان تعظيم بايد بكنند، با بساط مىآمدند بيرون، يك حكومت- فرض كنيد كه- جاى كوچكى؛ اما حالا نخست وزيرش مىآيد، مردم با او مثل سايرين. اين هم يك مسئلهاى است كه الآن در ايران تحقق پيدا كرده است. جاهاى ديگر نيست اين مسائل كه همه مردمى هست و همه هم با هم هستند و لهذا، هم مردم پشتيبان دولتاند، هم مردم پشتيبان ارتشاند، هم ارتش و دولت با مردم هستند و اين هم يكى از رمزهاى بزرگ پيروزى اين چيز است.
گرانى و كمبود، لازمه جنگ و انقلاب
و اما اينكه نبايد هيچ- فرض كنيد كه- اشتباهى باشد، نبايد هيچ گرفتارى باشد، خوب، چطور نبايد و چطور مىتوانند. شما فرض كنيد كه گرانى الآن هست، خوب، همه ما مىدانيم گرانى هست، اما با تمام قوا دارند كوشش مىكنند كه بتوانند، نمىتوانند. انقلاب واقع شده است، فراوانى است، اين يكى از نعمتهاى بزرگى است كه ما داريم. شما شايد خيليهاتان يادتان هست كه در همين جنگى كه به ما مربوط نبود، جنگ عمومى دوم كه به ما مربوط نبود، در ايران ديگر نان پيدا نمىشد. من يادم است كه در قم مىرفتم منزل و برمىگشتم دكان نانوايى هيچ باز نبود، سنگكى اصلش در قم نبود. در تهران كه بوديم يك نانهايى درست مىكردند كه رنگش با رنگ عباى شما شبيه به هم بود، مردم اين نانها را مىخوردند آن وقت. امروز شما مىبينيد كه از حيث ارزاق بحمد اللَّه خدا لطف كرده است و از ارزاق مردم ديگر نگرانى ندارند.
گرانى هست البته، اما نمىشود در يك انقلاب هيچ چيز نباشد. لازمه هر انقلاب اين است كه يك اختلافاتى باشد، يك- عرض بكنم كه- اشرار در اطراف چه بكنند. در هر شاه مردگى كه در سابق واقع مىشد يك دفعه ايران به هم مىخورد؛ شاه مىمرد، يك دفعه خانها سر در مىآوردند و دزدها سر درمىآوردند و به هم شلوغ مىشد تا دوباره يك زحمتى كشيده بشود، باز يك آرامش نسبى پيدا بشود، آن هم نسبى. و الحمد للَّه حالا آن مسائل كم است، نه اينكه نيست، هست ولى كم است. اگر اينهايى كه يادشان