صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٥ - دعوت از ملت مصر و عراق براى قيام
بايد به جاى او كه باشد؛ آن نوكرى كه همه حيثيت خودش را به باد داد در خدمتگزارى به امريكا، آن روزى كه كشته شد و آن طور بساط در مصر پيدا شد. اين رئيس جمهور تحميلى ثانى، [١] كه خيال دارد در مصر مثل آن حكومت كند و دربست خودش را در اختيار امريكا گذاشته است، قبل از اينكه به رياست برسد، اعلام همبستگى خودش را با اسرائيل و امريكا كرده است. نديده است كه همان طورى كه سلف طالحش [٢] به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، همين عمل را با او هم خواهند كرد.
دعوت از ملت مصر و عراق براى قيام
ملت مصر بايد اين مطلب را بداند كه اگر قيام كند بر خلاف اين توطئهها، همان طورى كه ايران قيام كرد، آنجا هم خواهد پيروز شد. ملت مصر از حكومت نظامى نترسد و به او اعتنا نكند و همان طور كه ايران حكومت نظامى را شكست و به خيابانها ريخت، آنها هم بشكنند و به خيابانها بريزند و اين تفالههاى امريكا را بيرون بريزند. ملت مصر ننشينند تا اين قدرت از بين رفته دوباره دست و پاى خودش را جمع كند و نفوذ خودش را بر ملت تحميل كند. امروز روزى است كه ملت مصر بايد قيام كند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت. بايد قدرت را نشان دهد و اعتناى به اين حكومت نظامىِ بر خلاف همه موازين نكند و بشكند اين حكومت نظامى را و به خيابانها بريزد و اين دولتى [را] كه مىخواهد با سرنيزه با اسلام مخالفت كند و به صراحت مىگويد كه هر كس كه به اسلام وفادار باشد او را سركوب مىكنيم، [از بين ببرد.] اين تكليفى است براى ملت مصر، براى علمايى كه وابسته به حكومت نيستند. اين تكليفى است براى علما. علماى مصر بپاخيزند و براى خاطر خدا، از اسلام دفاع كنند. چه عذرى است براى علماى مصر كه اعلام ضديت با اسلام را- اين حكومت قبل از آمدنش به سركار اعلام كرده است كه هر چه با اسلام ربط داشته باشد ما او را سركوب مىكنيم- چه عذرى است براى علماى اسلام در
[١] حُسنى مبارك كه پس از ترور سادات، به جاى او به رياست جمهورى مصر رسيد
[٢] طالح: ناپسند، خطاكار.