صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٠ - نفسهاى آخر دشمنان داخلى
بلكه بر بالاترها بيشتر بايد تحميل بشود تا پايينترها. يك همچو حكومتى را اين قدرتهايى كه عادت كردهاند بر ستمگرى و چپاولگرى، نمىتوانند تحمل كنند. پس شما يك رژيمى را سر كار آورديد، يك مكتبى را در اين مملكت پياده كرديد و بنا داريد پياده كنيد كه همه مكتبهاى انحرافى با او مخالفاند. كسى كه يك همچو كار بزرگ معجزهآسائى كرده است، بايد بايستد و ناگواريهايى كه پيش مىآيد يا چيزهايى كه در مملكت حاصل مىشود يا توطئههايى كه از اطراف براى كشور ما در دست اجراست، در مقابلش بايد بايستد.
نفسهاى آخر دشمنان داخلى
البته شما گمان نكنيد كه اينهايى كه اين كارهاى ابلهانه را مىكنند اينها چندان قدرتى دارند. اين مگسها در آخر عمرشان يك حركت شديدى مىكنند و دور خودشان، آن وقتى نزديك مىشود مرگشان، مىچرخند و نفسهاى آخر را مىكشند. الآن مَثل اينها، مَثل آن مگسهايى است كه لحظات آخر عمر خودشان را دارند طى مىكنند. از اين جهت، يك حركتى مىكنند؛ اين حركت همان حركتى است كه مگسها در آخر عمر مىكنند. اينها چيزى نيستند. آنهايى كه قابل ذكر بودند رفتند و شكست خوردند و از بين رفتند. رژيم سلطنتى ٢٥٠٠ ساله با آن همه قدرت و با آن همه طرفدار، در مقابل شما ملت مسلمان و متعهد به اسلام، نتوانستند بمانند. اين چند تا بچه صغيرى كه اينها را وادار مىكنند و اين مفسدين وادار مىكنند به اينكه اين بچههاى گولخورده يك خرابكارى بكنند، اين همان حال مگسى است كه در آخر عمرش يك جولانى مىخواهد بكند و نفس آخرش را بكشد. قابل آدم اينها نيستند. و ملت ما گمان نكنند كه چهار نفر آدم را اگر اينها كشتند، هر چند آن آدم شخصيتش بزرگ باشد، اين اسباب اين بشود كه ما و ملت ما شكست بخورند.
ملت ما امروز بيدارند و همه اشخاصى هستند كه براى كشور خودشان و ملت خودشان حاضرند براى هر خدمت و هر فداكارى؛ مثل يك رژيمى نيست كه اگر آن سر