صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧١ - تكيه اسلام بر اخوّت مؤمنين
دشمن قشر ديگر. پس ما مىبينيم كه آن چيزى كه آنها اصرار به آن دارند اين است كه ما با هم مجتمع نشويم، ما با هم برادر نباشيم، مسلمانها در هر جا كه هستند با اشكال مختلفه [باشند]؛ يك شكل آن ملى گرايى، آن مىگويد ملت فارس، آن مىگويد ملت عرب، آن مىگويد ملت ترك. اين ملى گرايى كه به اين معناست كه هر كشورى، هر زبانى بخواهد مقابل كشور ديگر و زبان ديگر بايستد، اين آن امرى است كه اساس دعوت پيغمبرها را به هم مىزند. پيغمبرها كه از اول تا ختمشان آمدهاند، مردم را به برادرى، به دوستى، به اخوت دعوت كردهاند. در مقابل آنها يك قشرهاى تحصيلكرده در دامن غرب يا شرق آمدهاند و ندانسته، اكثراً ندانسته و بعضى هم دانسته قضيه ملى گرايى را پيش كشيدهاند، ملت عرب بايد چطور باشد، در مقابل اينكه اسلام و ملت مسلم بايد چه باشند، ملت عرب بايد چه باشد، ملت فارس بايد چه باشد، ترك بايد چه باشد.
تكيه اسلام بر اخوّت مؤمنين
رنگهاى مختلف، اين رنگ، رنگ سفيد است، آن رنگ، رنگ سياه است، آن زرد است، تمام اين مسائل، مسائل تفرقه افكن از اين قدرتهاى بزرگ و شيطانهاى بزرگ است كه بين ملتها و بين افراد انسانها مىخواهند تفرقه بيندازند و ما از آن طرف مىبينيم كه اسلام تكيه كرده است بر اخوت با تعبيرهاى مختلف. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ [١] از آن استفاده مىشود كه كانّه مؤمنين هيچ شأنى ندارند الّا برادرى، همه چيزشان در برادرى خلاصه مىشود. در مقابل اين كلمه و ساير كلماتى كه در قرآن كريم هست، آنها؛ ابرقدرتها ديدهاند كه اگر اين كلمه و امثال اين كلمه تحقق پيدا بكند آنها ديگر نمىتوانند در اين كشورها دخالت كنند.
شما ملاحظه بفرماييد كه در اين سالهاى اخيرى كه ملت ايران به تأييد خداى تبارك و تعالى قيام كرد و قشرهاى ميليونى آنها، چه قشرهاى روحانى و چه قشرهاى دانشگاهى در كنار هم فعال شدند و همه ملت متحد شدند، چه معجزهاى ايجاد كردند. اين برادرى
[١] سوره حجرات، آيه ١٠: «جز اين نيست كه همه مؤمنين با هم برادرند».