صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٢ - خوف دشمنان اسلام از روحانيت
ملت مىترسند. آنى كه با ملت سر و كار دارد، شما آقايان هستيد. ايران در هر دِهش يك اهل علم هست. حالا اگر نباشد هم خوب، خيلى نادر است و در هر شهرى عدهاى هستند، در هر استانى عدههايى هستند و اينهايند كه آنها از آنها مىترسند. مىگويند كه اينها مردم به آنها توجه دارند.
ائمه جماعت وقتى كه در مسجد مىروند، هر كدام يك عدهاى دارند و يك عده مريد دارند، يك عده مأموم دارند. اگر يك وقت صدايشان درآيد، خوب، اين اسباب زحمت مىشود. اين دژ را بايد بشكنند. با هر قيمتى كه شده است، دنبال اينند كه اينها را از بين ببرند. الآن هم هستند. آن وقتى كه اينها درست ادراك نكرده بودند و حدس مىزدند، خوب حدسى بود كه درست هم بود كه اين طايفه در بين مردم اين طور هستند كه مىتوانند مردم را بسيج كنند. با اينكه نشده بود يك همچو امرى، مع ذلك، آن قدر جديت كردند با دست عمال خودشان، با روزنامهنويسها و با همه بوقهاى تبليغاتى كه اين جمعيت را از مردم جدا كنند و يك وقت همه عمامهها را بايد بردارند. عمامهها را برداشتند؛ طلبهها نمىتوانستند در خيابانها بروند. در زمان رضا خان اين طور بود. بعد هى هر چه گذشت، ديدند نه، نمىشود. اين جمعيت به اين طور از بين نمىرود؛ با زور و فشار و حبس و تبعيد و امثال ذلك، لكن خوب، جنبههايى كه جنبههاى سياسى بود و جنبههايى بود كه مردم را از اينها دلسرد كنند؛ اينها را از مردم جدا كنند؛ امثال اينها. همه اينها را آن روزى كه آنها نديده بودند باز مطلب را، آن طور با جديت دنبالش بودند.
امروزى كه ديدند و سيلى را خوردند از اسلام و از اين روحانيت معظم اسلام و فهميدند، احساس كردند اين معنا را كه اينها مىتوانند مردم را بسيج كنند؛ اين بسيج عمومى، كه الآن در ايران هر وقت كه سپاه پاسداران بگويند، مردم بسيج مىشوند، اين دنبال همين معناست كه مسجدها مركز اين مسائل بود و شد و اين كار در ذهن مردم وارد شد.
علماى اسلام احساس كردند، اكثريت قريب به اتفاقشان احساس كردند كه بايد ما اين سد عدم دخالت در سياست را بشكنيم و ما بايد وارد بشويم در امور. بايد ما دخالت كنيم.
بايد اهتمام به امر مسلمين داشته باشيم. اهتمام به امر مسلمين اين نيست كه من بروم نماز