صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨ - بهشتى يك ملت بود
تنبه بدهيد كه آقا نكن و اگر زيادتر كردند دفعه ديگر تعيينشان نكنيد؛ كسى ديگر را تعيين كنيد. و من حالا دارم به همه وكلا اين مطلب را مىگويم كه اگر مسيرتان را از مسير ملت جدا بكنيد و بخواهيد على حده باشيد و تكليفتان را با كسانى كه مخالفت با اسلام كردند و جوانهاى ما را آن طور كشتند و ابرار ما را اين طور كشتند، جدا نكنيد، اگر اين دوره هم صحبتى نشود، دوره ديگر شما التماس دعا داريد.
بهشتى يك ملت بود
اين تكليف شما آقايان در وضع حاضر. البته تكليف بزرگ هم اين است كه در هر جا هستيد و هر كارى داريد، جديت كنيد كه حتى اشتباه نكنيد! آنها فكر اين هستند كه شما را از صحنه خارج كنند. از صحنه خارج كردن به اين است كه اگر يك خطايى از شما ديدند، بزرگش كنند و بزرگش كنند و به رخ مردم بكشند و مردم را از شما منحرف كنند.
اين جريان در كار بود كه مردم را از شما جدا كند، تا كسى به شما فحش بدهد. اين آقاى بهشتى مسلمان، متعهد، مجتهد، اين چه كرده بود كه تو تاكسى مىنشستى، مىديدى كه دو نفر آدم به هم مىرسند يك حرفشان فحش به اوست؟! تو اجتماعات، يك دستهاى مرگ بر كى، «طالقانى را تو كشتى» [مىگفتند.] خوب، شما ببينيد چه ظلمى [بود] به يك همچو موجود فعالى، كه مثل يك ملت بود براى اين ملت ما با چه حيلههايى اين را مىخواستند بيرون كنند. خوب، حالا رفته است كنار، ولى اينها بدانند كه با رفتن اين و آن و آن و آن، خير، مسائلشان حل نمىشود؛ مردم بيشتر مىفهمند كه شما چه كاره بوديد و مىخواستيد چه بكنيد.
اين تكليف آقايان است كه راجع به مسائل اسلامى، كه پيش مىآيد، چه وكيل بخواهيد تعيين كنيد و چه- عرض بكنم كه- رئيس جمهور بخواهيد تعيين كنيد، بايد در صحنه باشيد؛ عذرى نداريد كه برويد كنار بنشينيد. البته اشخاصى پيدا مىشوند كه با گفتههاى خودشان، نوشتههاى خودشان مىخواهند شما را نگذارند وارد بشويد. آنها مىخواهند كه اشخاصى را تعيين بكنند كه بعدها ما گرفتار بشويم. شماها بايد وارد باشيد