زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص:٥٥
اما مسئله سیاست چنین مسئلهای نیست که دنیا هم پذیرفته باشد که هیچ فرقی میان زن و مرد از این جهت نیست، چرا؟ برای این که عملا ثابت شده که نه زن آن استعداد و توانایی مرد را در این مسائل واقعا دارد و نه زنان دنیا با این که بعد از آن محدودیتها در ابتدا آن مقدار شور و هیجان برای مسائل سیاسی نشان دادند بعدها آن شور و هیجانشان باقی ماند.
ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه جملههای خوبی در این زمینه دارد. وقتی که احساسات طبیعی زن را بیان میکند از جمله میگوید زن اگر در جوانی و در ابتدا یک شور و هیجانی برای مسائل سیاسی داشته باشد ولی در اواخر، خود زن طبعا برمیگردد و باز توجه خودش را به مسائل خانوادگی ]معطوف[ میکند، حتی کوشش میکند که شوهرش را هم از آن مسائل منصرف کند.
با این که در کشورهای به اصطلاح متمدن مانند آمریکا، انگلستان و روسیه شوروی منع قانونی وجود ندارد ولی عملا زنها یا نخواستند یا نتوانستند ـ که در آن، نخواستن به اندازه نتوانستن دخالت داشته است ـ دوش به دوش مردها پیش بیایند. الآن اداره کننده سیاست دنیا مردها هستند. البته در گوشه و کنار دنیا یک عدد قلیلی از زنها در سیاست دخالت دارند اما نقش فعالی ندارند. آن مقدار زنانی هم که الآن ]در صحنه سیاست[ هستند، میبینیم که معمولا یا زنهایی هستند که در پناه شوهرشان فعالیت میکنند یعنی در واقع حامی آنها در فعالیتهای سیاسی شوهرهایشان هستند، مثل مادام نُهو تا وقتی که شوهرش بود، یا زن مائوتسه تنگ که الآن هم هست، و یا روی حیثیت و آبروی پدرشان فعالیت سیاسی دارند، یعنی آن هم دخالت داشته است، مثل دختر نهرو که الآن نخست وزیر هندوستان است. و علاوه بر این، به طور کلی افراد