زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢ - زن و شهادت

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٢٢

حق الناس؟ حق الناس که مهمتر است از حق الله، برای این که حق الناس در عین این که حق الناس است حق الله هم هست، پس علتش چیست؟

آنچه که ما از مجموع ]نصوصی که[ در این جا وارد شده است فهمیده‌ایم این است: این یک تدبیری است برای این که زن به اجتماع کشانده نشود. در مسائلی که خیلی مهم است، مثل حق‌الناس، زن هم بیاید شهادت بدهد ولی در مسائلی که آنقدر اهمیت ندارد، تا حد امکان باید کاری کرد که زن به اجتماع کشانده نشود، چون شهادت یک موضوعی است که به محکمه کشیده می‌شود. باید بیایند محکمه، هزارجور گرفتاری دیگر هم دارد، مثلا قاضی بیاید این زن را بشناسد که این فلان زن است یا او نیست. در رؤیت هلال ماه رمضان، برای این که زن به اجتماع کشانده نشود و محل مراجعه واقع نشود، از اول گفته‌اند شهادت زن برای دیگران معتبر نیست. البته این که می‌گویم «معتبر نیست» در صورتی است که از شهادت او علم پیدا نشود، اگر از شهادت او علم پیدا شود خود علم حجت است. مثلا می‌خواهند هلال ماه را نگاه کنند، می‌بینند چند تا زن نگاه کردند و گفتند: ما دیدیم، و انسان از حرف آنها اطمینان کامل پیدا می‌کند، آن وقت اطمینانش حجت است. بحث در جایی است که ]شهادت چند زن[ به شکل بینه می‌خواهد حجت باشد یعنی انسان از حرف آنها اعتماد کامل پیدا نکرده، مثل این که از قول مرد هم اعتماد کامل پیدا نکرده، تعبدا می‌خواهد به قول اینها عمل کند.

در باب حدود هم همین جور. در باب حدود قاعده‌ای داریم که «الحدود تُدْرَؤُ بالشبهات»[١] . در باب حدود، شارع اسلام عنایت ندارد که حتما باید ]معصیت[ ثابت شود تا حد جاری شود، یعنی عنایت ندارد که اگر کسی دزدی کرده است حتما باید ثابت شود، و نمی‌گوید کوشش کنید


[١] . ]حدود شرعی با شك و شبهه دفع می‌شود.[