زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ١٠٠
مجنون هم هست. از این جهت باید گفت اگر حقیقت رأی دادن توکیل باشد قانون انتخابات غلط است.
زن و سیاست
٢. تفویض حق حکومت
فرضیه دیگری در باب رأی دادن هست و آن این است که معنا و طبیعت رأی دادن تفویض حق حکومت است؛ یعنی این جور باید فرض کنیم : اجتماع احتیاج دارد به این که یک طبقهای حاکم و قیم و سرپرست نسبت به دیگران باشند، یعنی سمت پدر را نسبت به فرزندان صغیر داشته باشند. پدر واجب الاطاعه است؛ بر پسر لازم است امر پدر را اطاعت کند و احترام امر پدر بر او واجب است. البته بر پدر هم لازم است که مصالح این پسر را در نظر بگیرد ولی خداوند پدر را در یک مقام بالاتری نسبت به فرزند قرار داده است، او را مطاع و واجبالاطاعه قرار داده است، البته برای او یک تکلیفی هم قرار داده است.
اجتماع نیز احتیاج دارد به یک طبقهای که آن طبقه مطاع باشند، حکم پدر اجتماع را داشته باشند و دیگران حکم اطفال را داشته باشند، در مقابل آنها تسلیم باشند، هرچه که آنها تصمیم میگیرند اینها باید اطاعت کنند. چون این طبقه یک طبقه مشخص و منصوب و معینی نیست (انسانها مثل زنبور عسل نیستند که آن طبقه را خود خلقت معین کرده باشد) خود افراد باید از میان خودشان طبقهای را به عنوان مطاع انتخاب کنند. مثل این است که فرض کنید بچهها برای خودشان پدر انتخاب کنند ولی بعد که انتخاب کردند، دیگر در مقابل او باید تسلیم باشند.
اگر بگوییم اجتماع احتیاج دارد به یک طبقه حاکمه به همین معنا، طبقه قیم، مطاع و واجبالاطاعه، ولی چون همه افراد بالذات علی السویه هستند و بالقوه میتوانند حاکم باشند اما باید عدهای انتخاب