زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ١١١
مفاسد زیادی وجود داشت و خیلی مواردش با قانون اسلام منطبق نمیشد و مرد هم در طلاق دادن مطلق العنان بود، طلاق کم واقع میشد و ازدواجها دوام پیدا میکرد.
ثانیا با وجود این کوششها باز میگوید اگر مردی تصمیم به طلاق میگیرد نصیحتش کنید، مانعش شوید، بسا هست یک عصبانیت موقت است؛ شرایطی ذکر کرده که طلاق به تأخیر میافتد. میگوید طلاق در حال عادت جایز نیست، با اینکه اگر باید جایز نباشد ازدواج در حال عادت باید جایز نباشد چون بعد از ازدواج اینها میخواهند با همدیگر آمیزش کنند، طلاق در حال عادت چرا جایز نباشد؟ در یک مواقعی میگوید سه ماه باید تربّص کنند، بعد از آن طلاق بدهند. بعد از طلاق میگوید باز سه ماه یا سه عادت عده باشد، در این بین حق رجوع برای مرد قائل است. همچنین تا در حضور عَدلین نباشد طلاق درست نیست. مرتب تأخیر میاندازد که تا حد امکان واقع نشود.
ولی حالا ما خودمان هستیم، اگر مردی به موجباتی زن خود را طرد میکند یعنی دلش به سوی این زن نیست و این زن برای او تحمیل است، آیا در اینجا به زور قانون باید این زن را چسباند به این مرد؟ آنوقت این دیگر ازدواج میشود که یک زن را که باید مقام محبوبیت ]داشته باشد با اکراه نگه دارد؟[ اصلا مقام زن در خانواده مقام محبوبیت است. در منظومه خانوادگی قطعا زن مرکز است. آنوقت آیا این درست است که مردی پس از آنکه موجبات دلسردیاش فراهم شد (اجتماع هم فراهم کرده، کما اینکه امروز اجتماع خودش موجبات این تفرقات را فراهم میکند) مجبور به نگهداری زن شود؟ از طرفی اجتماع موجبات تفرق و دلسردی مرد را فراهم کند، از طرف دیگر ما به زور این زن را به او بچسبانیم بگوییم نه، این را تو باید نگه داری؟! کلفَت که نمیخواهد نگه