زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨ - زن و قضاوت و افتاء

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٤٨

خصوصیت کرد یا نه؟ این را من از خودم عرض نکردم. به طور کلی در احکام، هر جا کلمه «رَجُل» آمد اگر قرینه بالخصوصی در کار نباشد فقها خصوصیت «مردی» را استنباط نمی‌کنند؛ لااقل مردد می‌مانند. اگر هم الغاء خصوصیت نکنند ]و نگویند[ این اعم از زن و مرد است، به اصطلاح «مفهوم» نمی‌گیرند. صحبتِ مفهوم‌گیری است که آیا وقتی گفتند «رجل» یعنی «نه زن»؟ یا نه، مفهوم ندارد. پس یا اعم است از زن و مرد و یا مفهوم ندارد. وقتی گفتند «مرد»، دیگر «نه زن» در آن نیست. من خواستم مطلبی را که فقها به طور کلی در موارد زیادی می‌گویند ]بیان کرده باشم.[

اما این که گفتید که بعد ما استدلال کردیم، فرق است بین آن که ما می‌خواهیم ببینیم مفهوم این حدیث چیست و این که می‌خواهیم ببینیم که اعتبار عقلی چه ایجاب می‌کند. ما البته تأیید کردیم که اعتبار عقلی همین جور ایجاب می‌کند که کار قضاوت به عهده زن نباشد. اما ما اعتبار عقلی خودمان را که نباید به روایت تحمیل کنیم و بگوییم مفهوم روایت این است. ما مفهوم روایت را آن طور که هست و آن طور که در سایر روایتها توجیه می‌کنیم باید توجیه کنیم، بعد تأیید عقلی خودمان را هم از خارج باید بیان کنیم.

و اما آن قسمتهای دیگری که جناب عالی فرمودید؛ شما می‌توانید آن روایت نهج‌البلاغه را صد درصد توجیه کنید. اگر می‌توانید توجیه کنید که چه بهتر؛ من فقط ناتوانی خودم از توجیه را عرض کردم. من در این که زن استعداد عقلی و فکری‌اش مجموعا ضعیفتر از مرد است تقریبا تردید ندارم ولی این که این جهت می‌تواند در باب شهادت ملاک واقع شود، این را من نتوانستم بفهمم. ناچار گفتم که شاید اینجا مقصود از عقل همان حافظه باشد...[١]


[١] . ]اندكی از پايان اين پرسش و پاسخ روی نوار ضبط نشده است.[