زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٦٠

بیعت کردید، من که داوطلب این کار نبودم و شما هم به زور بیعت نکردید. می‌فرماید: وَ بَسَطْتُمْ یدی فَکفَفْتُها شما دست من را باز می‌کردید[١] من می‌بستم. وَ مَدَدْتُموها فَقَبَضْتُها شما دست من را می‌کشیدید من پس می‌بردم. ثُمَّ تَداککتُمْ عَلَی تَداک الاِْبِلِ الْهیمِ عَلی حَیاضِها یوْمَ وِرْدِها به من رو آوردید و ریختید دور من و من را کوبیدید آن گونه که شترهای تشنه وقتی که بر آب وارد می‌شوند حمله می‌کنند؛ این گونه شما حمله آوردید برای بیعت! حَتَّی انْقَطَعَتِ النَّعْلُ وَ سَقَطَ الرِّداءُ تا آنجا که کفش از پا درآمد و ردا از دوش افتاد. وَ وُطِئَ الضَّعیفُ اشخاص ضعیف زیر پاها لگدمال شدند؛ یعنی این قدر هجوم آوردید! وَ بَلَغَ مِنْ سُرورِ النّاسِ بِبَیعَتِهِمْ اِیای اَنِ ابْتَهَجَ بِهَا الصَّغیرُ (می‌خواهد بگوید که این بیعت چقدر از روی رضایت بود!) آن قدر مردم از روی رضایت با من بیعت کردند که حتی بچه‌ها هم خوشحال بودند. اِبْتَهَجَ بِهَا (نه اِلَیها) الصَّغیرُ یعنی با این کار صغیرها خوشحال شدند. وَ هَدَجَ اِلَیهَا الْکبیرُ پیرمردها هم در آن حال پیرمردی‌شان خودشان را به زمین می‌کشیدند و ]برای بیعت می‌آمدند.[ («هَدَجَ» از قراری که به لغت و شروح نهج‌البلاغه نگاه کردم مانند پیرمردان راه رفتن است.) پیرمردها هم عصازنان آمدند به سوی بیعت کردن، با اینکه معمولا پیرمردها در این کارها شرکت نمی‌کنند. (وَ هَدَجَ اِلَیهَا الْکبیرُ یعنی پیرمردها به آن شکل خاص به سوی بیعت حرکت کردند.) وَ تَحامَلَ نَحْوَهَا الْعَلیلُ علیلها و مریضها هم با مشقت به سوی بیعت آمدند.

شاهد، این جمله آخر است: وَ حَسَرَتْ اِلَیهَا الْکعابُ[٢] . دختران در


[١] . «بسط» به معنی باز كردن است.

[٢] . كِعاب يعنی دختران جوان، دخترانی كه پستانشان برآمده است.«حَسَرَتْ» يعنی جامه‌شان را عقب زده بودند. ضمير در «اِلَيْها» هم به بيعتبرمی‌گردد.