زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٨٨
جُنْدَ الْمَرْاَةِ وَ اَتْباعَ الْبَهیمَةِ[١] شما مردم سپاهیان یک زن شدید، فرمانده
سپاه شما یک زن بود، سرباز یک زن شدید و پیروان یک چهارپا شدید که همان شتر باشد؛ چون دور این شتر را گرفته بودند و کأنه این شتر برای اینها مقدس شده بود. در جنگ جمل آنچه که پرچم و مرکز شمرده میشد همان شتری بود که عایشه را در هودج خودش حمل میکرد. سپاهیان امیرالمؤمنین دانستند که اگر بخواهند آنها را شکست بدهند حمله کردن به جناحها فایده ندارد، تا این شتر سرپاست این لشکر سرپاست. اگر بخواهند اینها را شکست بدهند باید این شتر را از میان ببرند؛ پرچم اینها این شتر است. از این رو حمله را متوجه همین شتر کردند. آنها هم فهمیدند که مرکز ثقل همین شتر است، همه فداکاریها را به خاطر همین شتر میکردند. دور این شتر را گرفته بودند که مبادا به او صدمهای وارد بیاید. دستها، سرها، پاها مرتب دور این شتر قطع شد تا بالاخره اینها نفوذ پیدا کردند و زدند و این شتر را از پا انداختند. شتر که روی زمین افتاد اینها متفرق شدند. امیرالمؤمنین اینها را با این جمله ملامت میکند، میگوید: کنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْاَةِ وَ اَتْباعَ الْبَهیمَةِ. شما سرباز و سپاه یک زن و پیروان یک چهارپا بودید.
آیا از این جمله «کنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْاَةِ» نمیشود استنباط کرد که نباید مردان سپاهیان یک زن واقع شوند؟ چرا، این را هم میشود استفاده کرد. این حتی احتیاج به این جمله هم ندارد. در این موضوع که امارت لشکری را ]به زن نباید سپرد تردیدی وجود ندارد.[ حالا اگر کسی در امارت بلد این احتمال را بدهد ]که میتوان آن را به زن سپرد،[ در امارت سپاه و لشکر این احتمال را نمیدهد ]و تردیدی وجود ندارد[ که امارت لشکر را به زن نباید سپرد. این هم یک جمله.
[١] . نهجالبلاغه (صبحی صالح) ص ٥٥.